آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان هم قفس عقاب pdf از مهسا زهیری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    هم قفس عقاب
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    مهسا زهیری
  • صفحات
    849
خلاصه رمان
برشی از زندگی دختری به اسم چکاوکه اما در طول داستان رازها و گذشته ی شخصیت های دیگه هم برملا میشه. در طول داستان می بینیم که چطور یه حادثه یا یه انتخاب می تونه زندگی کسی رو نابود کنه. قصه، قصه ی جبر و عواقبشه. داستان با رسیدن خبری از خواهر گمشده ی چکاوک شروع میشه که شش ماهه همه ازش بی خبرند. چکاوک برای پیدا کردن سرنخ های دیگه وارد ماجراهای تازه ای میشه و به آدم هایی نزدیک میشه که نباید. چکاوک شخصیت متفاوتی از بقیه ی دخترهای رمان‌های مهسا زهیری داره. کمی آسیب دیده تر و تیره تره و از انجام هیچ کاری به خاطر آدم هایی که دوست داره نمی ترسه.
لینک های دانلود

دانلود رمان هم قفس عقاب pdf از مهسا زهیری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان هم قفس عقاب

برشی از زندگی دختری به اسم چکاوکه اما در طول داستان رازها و گذشته ی شخصیت های دیگه هم برملا میشه.

در طول داستان می بینیم که چطور یه حادثه یا یه انتخاب می تونه زندگی کسی رو نابود کنه.

قصه، قصه ی جبر و عواقبشه. داستان با رسیدن خبری از خواهر گمشده ی چکاوک

شروع میشه که شش ماهه همه ازش بی خبرند. چکاوک برای پیدا کردن سرنخ های

دیگه وارد ماجراهای تازه ای میشه و به آدم هایی نزدیک میشه که نباید.

چکاوک شخصیت متفاوتی از بقیه ی دخترهای رمان‌های مهسا زهیری داره.

کمی آسیب دیده تر و تیره تره و از انجام هیچ کاری به خاطر آدم هایی که دوست داره نمی ترسه.

قسمتی از رمان

همون جا به تخت پشتش تکیه داد. دستش رو روی زانوی خم شده اش گذاشت و

مثل کسی که از قله ی اورست برگشته گفت:

وقتی از جنگیدن خسته میشی چکار میکنی؟

چکاوک کمی جلوتر رفت و جلوی چارچوب ایستاد.

ایمان ادامه داد:

اون موقعی که کتک می خوری؟

لب های چکاوک باز شد، اما حال اون لحظه ها چیزی نبود که بتونه در موردش حرف بزنه.

ایمان دوباره گفت:

اون موقعی که دیگه نای تکون خوردن نداری ولی باید ادامه بدی…

می خوای همون لحظه یه دستی بیاد برت داره ببره یه جای بی نام و نشون…

یه جایی خاکت کنه به همه بگه دیگه تموم شد.

دست از سرش بردارید.

دست های چکاوک از هر دو طرف آویزون شد و به چشم های ایمان زل زد که انگار داشت حال چکاوک رو مو به مو میگفت.

بغض داشت و سوزش اشک رو حس می کرد ولی زبون توی دهنش نمی چرخید.

ایمان اضافه کرد؛

اون دست هیچ وقت نمیاد چکاوک!

 

 

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 479

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین