
دانلود رمان خدعه pdf از مریم السادات نیکنام
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان خدعه
مغرور بود و زیبا مستقل بود و محکم اما این اواخر دچار مشکلات زیادی
شده بود خیلی ناخواسته به من پناه آورد به منی که هفت پشت غریبه
بودم باهاش اولش بنا نبود عاشق هم بشیم اون فکر میکرد من با
همهی مردای دور و برش فرق دارم فکر میکرد من یه غریبهام که
میخواد کمکش کنه، بهم اعتماد کرد اما من، من غریبه نبودم باهاش
من چیزایی رو از زندگیش میدونستم که اگه میفهمید
قسمتی از متن رمان
سر و صدای موسی، حیاط بزرگ قالیشویی را پر کرده بود
دو تا موسی میگفت و یکی کارگرها گاه غرغر میکرد و گاه سرزنش
و چون بزرگتر به حساب میآمد، جواب حرفهای درشتش سکوت بود و دیگر هیچ!
رخشید خرده وسایلش را از کنارهی پنجره چنگ زد و راهی شد
روز بدی نبود، ولی خوب هم نبود! بین این همه گرفتاری از مهد
کودک نیلو هم تماس گرفته بودند که چند ماهی شهریهی دخترتان
عقب افتاده و با عرض پوزش باید تسویه کنید
واقعاً پوزش خواستن معنایی نداشت وقتی پول حرف اول و آخر را در این دنیا میزد
عصبی از کنار میز فرسودهی اتاق رد میشد که گوشهی
شالش به لبهی تیز و خراب آن گرفت و نخکش شد
چهره در هم کشید همین مانده بود که در اوج تنگدستی* هزینهی خرید لباس هم روی دستش بماند
نفسی چاق کرد سپس لبههای شال را گرفت و از دو طرف کشید
تا چینی که در اثر کشیدگی در تار و پودش ایجاد شده بود را بر طرف کند*
مغرور بود و زیبا مستقل بود و محکم اما این اواخر دچار مشکلات زیادی شده بود خیلی ناخواسته به من پناه آورد به منی که هفت پشت غریبه بودم باهاش اولش بنا نبود عاشق هم بشیم اون فکر میکرد من با همهی مردای دور و برش فرق دارم فکر میکرد من یه غریبهام که میخواد کمکش کنه، بهم اعتماد کرد اما من، من غریبه نبودم باهاش من چیزایی رو از زندگیش میدونستم که اگه میفهمید....



















