
دانلود رمان چیتا pdf از سارا انضباطی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،هیجانی
قرار بود دشمن باشی
من از همان اولین دیدار بارها نفرت از تو را فریاد زده بودم اما انگار دنیا برنامههای دیگری برایمان داشت و من نتوانستم حریفش شوم…
عجیب بود چون درست لحظهای که فکرش را هم نمیکردم درون قلبم سکنی گزیدی.
تو آن دشمنی بودی که تبدیل به جان شدی و من عاشقی که تو را شیدای خودم کردم
به سرعت یک چشم برهم زدن به قلب من راه پیدا کردی و من با وجود تمام القاب عاشقانهی دنیا برایت لقبی برگزیدم؛ “چیتا” سریعترین دوندهی دنیا به تعریفی سادهتر موجودی مبهم و ترسناک ولی رامشونده
چیتا داستان من و توست؛ تویی که هیچ شباهتی به اطرافیان من نداری و منی که قرار است غریبهی آشنای زندگیام را رام کنم…
قسمتی از متن رمان
دخترک چشم چرخاند و مثل همیشه از اینکه او را فسقلی صدا کرده بود اخم کرد بابا صد دفعه گفتم به من نگید فسقلی من خیر سرم الان یه دختر بیست و پنچ ساله ام واسه خودم مستقل شدم و کسب در آمد میکنم اما هنوزم از نظر شما اون دلبر فسقلی بچگیمم.داریوش ریز خندید و کنار شقیقه ی دخترکش را بوسید.تو اگه صد سالت هم که بشه برای من همون دخترک فسقلی ای هستی که میگفت بابا من دلم بسنى توت فلنگی میخواد توجه کن بستنی نه ها بسنی ، اونم توت فلنگی نه فرنگی از اداهای پدرش به خنده افتاد.همیشه همین بود که این سر به سر گذاشتنها او را به خنده می انداخت و باعث میشد که خودش هم باور کند همان دخترک فسقلی است تمام مسافت صدمتری ته باغ تا عمارت را پدرش ادای او را در آورد و او بیشتر و بیشتر خندید .با ورود به خانه دلبر به سمت اتاقش رفت و داریوش به آشپزخانه رفت و خواست دور از چشم لعیا با همان تن عرق کرده روی میزناهارخوری غذا بخورد !لعیایی که همسر و مادر فرزندانش بود و عشق زندگی اش اما تفاوتشان از زمین تا آسمان بود.
قرار بود دشمن باشی من از همان اولین دیدار بارها نفرت از تو را فریاد زده بودم اما انگار دنیا برنامههای دیگری برایمان داشت و من نتوانستم حریفش شوم عجیب بود چون درست لحظهای که فکرش را هم نمیکردم درون قلبم سکنی گزیدی تو آن دشمنی بودی که تبدیل به جان شدی و من عاشقی که تو را شیدای خودم کردم
به سرعت یک چشم برهم زدن به قلب من راه پیدا کردی و من با وجود تمام القاب عاشقانهی دنیا برایت لقبی برگزیدم؛ "چیتا" سریعترین دوندهی دنیا به تعریفی سادهتر موجودی مبهم و ترسناک ولی رامشونده
چیتا داستان من و توست؛ تویی که هیچ شباهتی به اطرافیان من نداری و منی که قرار است غریبهی آشنای زندگیام را رام کنم...



















