آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان راز گل بهار نارنج pdf از ویدا چراغیان نسخه کامل بدون سانسوردر حال پارت‌گذاری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ویدا چراغیان
  • ژانر
    عاشقانه،خانوادگی
  • نویسنده
    ویدا چراغیان
  • صفحات
    584
  • وضعیت انتشار
    در حال انتشار
  • فرمت
    آنلاین / PDF
خلاصه رمان
نگار دختر جوانی که در یک عکاسی کار میکند با از دست دادن خانواده بار سنگین نگهداری از برادر سندروم داون و مادربزرگش را به دوش می‌کشد این بین مردد بین انتخاب یک عشق قدیمی یعنی شهابی که پسر عطار محل است و هومن صاحب اتلیه قرار می‌گیرد و باتوجه به شرایطش هومن که اوضاع مالی بهتری داشته انتخاب می‌کند اما طولی نمی‌کشد با فهمیدن رابطه هومن و یک زن دیگر در مسیر پشیمانی از انتخاب خود قرار می‌گیرد و اینکه حالا و با برگشت ازین راه همچنان شهاب او را خواهد پذیرفت؟..

دانلود رمان راز گل بهار نارنج pdf از ویدا چراغیان نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،خانوادگی

خلاصه رمان راز گل بهار نارنج

نگار دختر جوانی که در یک عکاسی کار میکند با از دست دادن خانواده بار سنگین نگهداری از برادر سندروم داون و مادربزرگش را به دوش می‌کشد این بین مردد بین انتخاب یک عشق قدیمی یعنی شهابی که پسر عطار محل است و هومن صاحب اتلیه قرار می‌گیرد و باتوجه به شرایطش هومن که اوضاع مالی بهتری داشته انتخاب می‌کند اما طولی نمی‌کشد با فهمیدن رابطه هومن و یک زن دیگر در مسیر پشیمانی از انتخاب خود قرار می‌گیرد و اینکه حالا و با برگشت ازین راه همچنان شهاب او را خواهد پذیرفت؟..

قسمتی از رمان

هرروز بعدازظهر همین بساط بود .صدای هیاهوی بچه ها که توی محل میپیچید سینا دیگر آرام و قرار نداشت .چهارپایه ی چوبی عزیزه را زیر پایش میگذاشت و نگاه پرحسرتش را از پشت پنجره ی جنوبی خانه به بازی پرسروصدای بچه ها میدوخت .
آن روز هم مثل همیشه صدای پرقیل و قال بچه ها به وقت بازی گل کوچیک ،بن بست بهار و حوالی خیابان
نیروهوایی را پرکرده بود و سینا را ساعتها هیجانزده پشت شیشه نگه داشته بود .این جور وقت ها حال عزیزه
از همیشه بدتر میشد .تنهایی همیشگی سینا از یک طرف و شرایط خاص و دشوار پسرک از سوی دیگر
دلش را با غمی سنگین از جا میکند .مشغول پخت و پز بود اما همه ی حواسش پی سینا و اندوه کودکانه اش
میدوید .پیرزن آهی کشید و نگاهش را از سینا گرفت .شعله ی گاز را خاموش کرد .درد آرتروز بیتابش
کرده بود و این روزها ریتم نفس هایش هم گاهی پس و پیش میشد .لنگ لنگان از آشپزخانه بیرون آمد و پشت
سر سینا ایستاد و از پشت شیشه نگاهی به پسربچه هایی که هیجان زده دنبال توپ میدویدند انداخت .فقط
خدا میداند آن لحظه برای سینای مظلومش چه بلوایی در دلش به پا بود .خم شد و به موهای نرم و زیتونی
رنگ سینا بوسه زد .وقتی لب باز کرد صدایش کم جان و غمگین بود:
-دلت میخواد بری پیششون عزیزه؟
همین جمله ی کوتاه کافی بود تا سینا سمت او سر بچرخاند و نگاه حسرت بارش به یک صدم ثانیه
رنگ عوض کند و پر از قدر دانی شود…

 

قیمت49000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 533

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین