آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان شعله های سوزان pdf از مریم پیروند
مشخصات رمان
  • نام رمان
    شعله های سوزان
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم پیروند
  • صفحات
    1844
خلاصه رمان

صبا دختر زیبایی که عاشقانه شوهرش رو دوست داره اما از عشق پنهانیه برادرشوهرش نسبت به خودش خبر نداره تا اینکه براثر یه سری اتفاقات و برملا شدن خیانت کثیف شوهرش به برادرشوهرش پناه میاره تا ازش درخواست کمک کنه اما بینشون اتفاقاتی صورت میگیره که صبا متوجه میشه تموم این مدت هورام عاشقش بوده و ...

دانلود رمان شعله های سوزان pdf از مریم پیروند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان شعله های سوزان

صبا دختر زیبایی که عاشقانه شوهرش رو دوست داره اما از عشق پنهانیه برادرشوهرش نسبت

به خودش خبر نداره تا اینکه براثر یه سری اتفاقات و برملا شدن خیانت کثیف شوهرش به برادرشوهرش

پناه میاره تا ازش درخواست کمک کنه اما بینشون اتفاقاتی صورت میگیره که صبا متوجه میشه

تموم این مدت هورام عاشقش بوده و …

قسمتی از رمان

داشتم مسیر استخر تا خونه رو طی می کردم، خیلی راه نبود و معمولا این مسیر رو همیشه پیاده می رفتم و بر می گشتم

ساک وسایلم رو تو دستم جا به جا کردم که گوشیه موبایلم زنگ خورد

گوشی رو از جیب مانتوم بیرون کشیدم که با دیدن اسم هورام روی صفحه ی گوشی لبخندی روی لبم نشست.

تماس رو برقرار کردم، لبخندم طوری بود که فرد پشت خط می تونست محسوس وار اونو احساس کنه.

-بله هورام؟

صدای گرمش توی گوشی پیچید:

-سلام بر بانوی زیبا، کجایی؟

لبخندم وسیع تر شد و با لحن شیرینتری گفتم:

-لوس بازی در نیار بهت نمی آد، بیرونم چطور؟

هورام-من نزدیکای خونتونم صبا.

-عه؟خب منم نزدیک خونم، استخر بودم دارم برمی گردم.

سریع و با عجله گفت:

-ببین صبا الان هرجا هستی بمون همونجا، می رسم بهت، می خوام باهم بریم بیرون.

وسط کوچه ایستادم و با مکث گفتم:

-بیرون؟ الان؟

هورام-آره، ببین می خوام برم واسه مامان یه چیزی بخرم، من که سلیقه ی زنارو خوب بلد نیستم

گفتم تو هم بیای همراهم باشی حداقل از تو کمک بگیرم.

وارفته گفتم:

باشه ولی می زاشتی برم خونه لااقل یه لباس مرتب تر بپوشم.

آروم گفت:

-ای بابا سخت نگیر، تو گونی هم بپوشی بهت می آد، یه جا بمون اومدم.

 

قیمت47000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 436

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین