آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان رایگان ارغوانم دارد میگرید pdf از nages saneei
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ارغوانم دارد می گرید
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    نرگس صانعی
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    881

دانلود رمان رایگان ارغوانم دارد میگرید pdf از nages sanei

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه_اجتماعی

خلاصه رمان ارغوانم دارد میگرید

این داستان درباره آدم های پس از جرم است.

آن ها که تمام زندگیشان را فساد گرفته و با چشم های باز میخوابند.

آن ها که جان گرفته اند.

آیا میتوان نجاتشان داد؟

آیا زندگی آن ها را میپذیرد؟

آیا میشود ارغوان خمیده بایستد و زمستان تمام شود؟!

شما چه فکر میکنید؟!

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان بیوه برادرم

قسمتی از رمان

اسکله شلوغ تر از همیشه بود، لنج های بزرگ و بی کار، صیادان خسته و غمگین و ماهی های مرده ای که عباس

میگفت به خاطر نفت کش ها به این روز افتاده اند، بندر را مملو از سکوتی دلگیر کرده.

به سمت میز های چوبی رفتم و روبروی عباس نشستم. چشم دوخته بود به زمین مردگان و ارواح ماهی ها که انگار

برای عبور از دنیا از سدِ تن او باید میگذشتند. دست مقابل صورتش تکان دادم که چشم گرفت و گفت

– هِر سال همین بساطِ داریم. ای از خدا بی خبرا مَیهِ میذارن سالمون به خوبی و خوشی تِموم شه؟

دست بردم سمت فالسک و برای خودم و او در استکان های کمر باریک روی میز چای ریختم و زمزمه کردم

-خدا دیر گیره ولی شیر گیره

لب هایش برای خالی نماندن عریضه کج شد.

رمان رایگان ارغوانم دارد میگرید narges saneei

– ها، فقط مو نمیدُنُم کی قِراره ای شیره گرسنه رِ بنداز به

جون ای قوم عجوج مجوج!

و آه غلیظی کشید و نگاه میشی و روشنش را داد به برادرش دیگر نمیدانستم چه بگویم، طوفان های پیاپی و نفت کش های

غول پیکر این روزها، اتفاقات خوبی را برای صیادان رقم نزده بود.

قند را درون دهانم انداختم و تکیه دادم به صندلی و چشم دوختم به یاسر که با گالش های پر آب از میان طوفان دریا

ماهی های مرده را میگرفت و درون سبد میانداخت.

بوی نفت را میتوانستم در فضا حس کنم. خواستم قلپی چای بخورم که عباس ناگهان گفت

قیمت 47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.8 / 5. تعداد رای : 16

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین