آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان رقصنده دل pdf از پریا عباسی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    رقصنده دل
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    پریا عباسی
  • صفحات
    909
خلاصه رمان

رقصنده‌ی درد روایت آیه است؛ دختری که مثل هزاران دختر دیگر این سرزمین، نوجوانی‌اش با حادثه‌ای تلخ در سکوت و خاموشی فرو رفت. سال‌ها بعد، بی‌آنکه بخواهد، پایش به بازی‌ای باز می‌شود پر از فریب و دروغ. اما ورق برمی‌گردد و او حالا زنی‌ست که در آستانه‌ی عاشقی ایستاده.و این پرسش بی‌پاسخ همچنان باقی می‌ماند: آیا مادران این سرزمین به پسران‌شان آموخته‌اند که زن را همان‌گونه که هست، بی‌هیچ قضاوتی، دوست بدارند؟

دانلود رمان رقصنده دل pdf از پریا عباسی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان رقصنده دل

رقصنده‌ی درد روایت آیه است؛ دختری که مثل هزاران دختر دیگر این سرزمین، نوجوانی‌اش با حادثه‌ای تلخ

در سکوت و خاموشی فرو رفت. سال‌ها بعد، بی‌آنکه بخواهد، پایش به بازی‌ای باز می‌شود

پر از فریب و دروغ. اما ورق برمی‌گردد و او حالا زنی‌ست که در آستانه‌ی عاشقی ایستاده.

و این پرسش بی‌پاسخ همچنان باقی می‌ماند: آیا مادران این سرزمین به پسران‌شان آموخته‌اند

که زن را همان‌گونه که هست، بی‌هیچ قضاوتی، دوست بدارند؟

قسمتی از رمان

با ورودمان، استقبال گرمی از طرف شایان شدیم و او هر دوی ما را تا طبقه‌ی گردان آن رستوران شیک همراهی کرد.

مرد قدبلند، لاغراندام و برنزه‌پوست حسابی شیک شده بود و برای دورهمی لاکچری‌اش سنگ تمام گذاشته بود.

با دیدن رویا اخم ریزی کردم و باید حدس می‌زدم او هم باید باشد. دور یک میز با آقازاده و دختران ثروتمند و پرشوخ نشسته بودم

و در برابر شوخی‌ها، سر به سر گذاشتن‌ها و یادآوری خاطرات قدیم‌شان تنها به لبخندی اکتفا می‌کردم.

نگاه‌ها و تعارفات خاص و داغ شایان را حس می‌کردم و تمام حواسم به پسر جذاب و باابهتی بود

که در جواب خنده‌های بی‌پروای آشنایان قدیمش، سنگین و آرام لبخند می‌زد.

چقدر دلم لک زده بود برای دیدن دوباره‌ی چال گونه‌هایش. در آن جمع غریبه‌ای بیش نبودم

و زیر صحبت‌های رویا با چند دختر کنارش و نگاه‌های زیرچشمی آن‌ها به من، از آمدن پشیمان می‌شدم.

فضای بزرگ و شیک رستوران با موسیقی زنده‌ی پیانو را مسموم حس می‌کردم.

یاد اولین رستورانی افتادم که امیرصدرا دمِ درِ خانه‌ی مادر دنبالم آمد؛ یاد حرف‌هایش که می‌گفت:

«من و تو، دوتایی با هم رفتن را خیلی بدهکاریم.» یاد رویاهایی که تازه داشتم می‌ساختم و

یاد عاشقانه‌هایی که چه زود فراموش کرد… به دختر دماغ‌عملی کنارم نگاهی یواشکی کردم

که با انگشتر نامزدی دستش ور می‌رفت. نامزد یکی از آقازاده‌های دور میز بود.

مدام دل و قلوه به هم می‌دادند و انگار دستش دور بازوی پسر ریزنقش کنارش چسبیده بود.

به انگشتان خالی خود نگاه کردم. چرا امیرصدرا هیچ‌وقت نگفته بود حلقه‌ای از دوامان کو؟

اصلاً حلقه‌ی خودش را چرا نمی‌انداخت؟ نگاهی به کمی آن‌طرف‌تر میز کردم

جایی که خونسرد هم‌صحبت یکی از مردها شده بود. حس بودن آن‌جا را دوست نداشتم.

در جمع بودم و باز بدون او، خودم را تنها‌ترین زن احساس می‌کردم.

قیمت43000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 659

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین