
دانلود رمان نقطه ویرگول pdf از نساء حسنوند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی
خلاصه رمان نقطه ویرگول
رمان نقطه ویرگول سرگذشت زندگی یک زن و مرد است که هردو در یک نقطه باهم یکی میشوند.
زنی شکست خورده به نام سپیده که نوزادش را از دست میدهد و بزرگترین وارث خاقان ها که برای رسیدن به ارث و میراث پدرش، زنی میخواهد که برایش بچه بیاورد. این دو اتفاقی باهم برخورد میکنند و دقیقا وقتی که سپیده میخواهد خودکشی کند سر و کلهی شادمهر پیدا میشود و…
قسمتی از متن رمان
– کمک! یکی کمک کنه… بچهم…
صدای فریادهای سرسامآور زن از بیرونِ بخشِ اورژانس، همهجا را برداشته بود.
عجز و التماس، سادهترین کلماتی که هر روز میشنیدم.
دو پرستار بهسمت در هجوم بردند. همانطور که نگاهم به ساعت مچیام بود، مشغول معاینهی یکی از ۱۲ مریضِ مسمومین الکلی بودم. پارتی و نهایتش خوردن مشروب بیکیفیت. از شدت شلوغی، اورژانس روی هوا بود.
یک ساعت به پایان شیفتم مانده بود. دلم میخواست زودتر بروم. بیخیال مریض و این بیمارستان، من که هیچوقت دکتر با وجدانی نبودم، اینبار هم رویش. ولی انگار امشب باید اضافه هم میماندم، نیرو کم بود.
– آقای دکتر! بیاید کمک.
با صدای داد پرستار، مجبور شدم سریع بهسمتشان بروم.
یعنی این خرابشده دکتری جز من نداشت؟!
انگار دمدستترین بودم.
برگشتم و به بلبشوی مقابلم نگاه کردم.
بچهای اندازهی دو کف دست! شاید کمتر از سی روزه.
گوشت سر و صورتش جمع شده و پر از خونآبه بود.
سریع مشغول معاینه شدم.
– وضعیت حیاتی؟!
– شیارهای اصلی مغزش آسیب دیده.
در این مواقع، زمان مهمترین چیز بود.
– ضربان قلب؟
– روبه افت… کتری آبجوش خالی شده روی صورتش گویا!
نه اینجا دیگر فایده نداشت. هر لحظه ممکن بود بمیرد.
– شستوشو بدید و برای عمل آمادهش کنید. با بخش رزیدنت اتاق عمل هم هماهنگ کنید.
برگهی رضایت را از بخش گرفتم و سریع از اورژانس خارج شدم.
هجوم زنی گریان و آشفته بهسمتم، فرصت گشتن دنبال همراه مریض را نداد. خودش بود. هیچکس حال عجیبی مثل او نداشت.
– بچهم رو چیکار کردید؟ کجا بردینش؟ بذارید منم برم پیشش..
موهای دورنگش از زیر روسری و چادرش بیرون زده بود و نفسش بالا نمیآمد.
– تورو خدا بچهم رو نجات بدید. آبجوش ریخته روش… بابای بیشرفش…
هقهق امانش نداد تا ادامه دهد. دیگر مطمئن شدم مادر همان بچه است.
قیمت56000









