
توهم قشنگی است که تک به تک لحظات خوش و غم انگیز را تداعی میکنیم رمان از تبار تحقیر و ذلت شدن پسر را دارد که گرفتار توطئه و تهمت های فراوانی از طرف دشمنانش است ..تیرداد برای گذر از پل های خراب شده مسیرهای سختی را در پیش رو دارد او که از دنیای خودش سیر و بیشتر وقت خود را صرف منحل کردن نقشه های دشمنان و رقیبانش را دارد ناگاه و ناحق در این مسیر بسیار دشوار که طاقت فرسا هم است ، گرفتار میشود ،گرفتاری که او خوب و زیبا میداند در گذشته ای نه چندان دور هم این گرفتاری را داشت ،گرفتاری که قلبش را از تپش متوقف میکرد و او را مطیع!منتها هیچ گاه آن اتفاق شیرین را تداعی نکرد حتی برای لحظه ای! حال با دیدن چشمانش و برق نگاهش عشق را برای بار صدم تداعی کرد تا زنده کند اولین دیدار را (شاید به خاطر آورد آن دختر ،دنیا را کجا دیده که اینقدر در قلبش مینشیند و برایش عشق دارد!
دانلود رمان تداعی عشق pdf از زهرا عبدی (دلربا)
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،غمگین،طنز
خلاصه رمان تداعی عشق
توهم قشنگی است که تک به تک لحظات خوش و غم انگیز را تداعی میکنیم رمان از تبار تحقیر و ذلت شدن پسر را دارد
که گرفتار توطئه و تهمت های فراوانی از طرف دشمنانش است ..تیرداد برای گذر از پل های خراب شده
مسیرهای سختی را در پیش رو دارد او که از دنیای خودش سیر و بیشتر وقت خود را
صرف منحل کردن نقشه های دشمنان و رقیبانش را دارد ناگاه و ناحق در این مسیر بسیار دشوار
که طاقت فرسا هم است ، گرفتار میشود ،گرفتاری که او خوب و زیبا میداند در گذشته ای نه چندان دور
هم این گرفتاری را داشت ،گرفتاری که قلبش را از تپش متوقف میکرد و او را مطیع!
منتها هیچ گاه آن اتفاق شیرین را تداعی نکرد حتی برای لحظه ای! حال با دیدن
چشمانش و برق نگاهش عشق را برای بار صدم تداعی کرد تا زنده کند اولین دیدار را
(شاید به خاطر آورد آن دختر ،دنیا را کجا دیده که اینقدر در قلبش مینشیند و برایش عشق دارد!
قسمتی از رمان
پامو گذاشتم رو پدال گاز ،با تمام سرعت تمام خیابونا رو متر کردم.
با حرص فرمون و میان دستانم درحال خرد شدن بود ،دندان هامو روی هم ساییدم.
با تمام جونی که داشتم آهی از اعماق وجودم کشیدم .
چند بار با دستان مشت شده کوبیدم به فرمون .
باور کن پسر دنبال چی هستی تو ،دنبال چیییییی؟؟؟؟؟
لعنتی تو دقیقا چی میخایی ؟
یاد حرفاش افتادم(خواهش میکنم نرو ،من بهت نیاز دارم ،عشق منو ببین ،من عاشقتم ،من عاشقتم ،من عاشقتم ……
با ترس و چشمای گشاد شدم پشت یک ۲۰۶اگه پامو رو ترمز نمیزاشتم قطعا یک بلایی سر خودم و طرف مقابلم رخ میداد.
نفسمو فوت کردم بیرون .
آب دهنم و قورت دادم به خودم لعنت فرستادم ،لعنت به من .
چراغ قرمز تا سبز شد صبر نکردم سریع ماشینمو هدایت کردم سمت ویلا .



















