آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان رهایش نمیکنم pdf از فاطمه مرادی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    رهایش نمیکنم
  • ژانر
    عاشقانه،غمگین
  • نویسنده
    فاطمه مرادی
  • صفحات
    818
خلاصه رمان
دختری که تو سن پانزده سالگی پدرش رو تو معدن از دست می‌ده و به همراه مادر و مادربزرگش زندگی می‌کنه..نفس تو سن نوزده سالگی عاشق پسرخان می‌شه؛ ولی..مقاومت می‌کنه چون فکر می‌کنه عاشق پسر قاتل باباش ارسلان شده! اما حکم دل کاری می‌کنه کم بیاره و دل ببازه!..تو همین دلباختگی‌ها معشوقه سابق ارسلان میاد ایران و کارهایی می‌کنه؛ که به نفع زندگی ارسلان نیست.چه چیزی مانع رسیدن ارسلان و نفس به همدیگه می‌شه؟!پریا معشوقه سابق ارسلان، چه کاری انجام می‌ده،که به نفع زندگی ارسلان نیست...
لینک های دانلود

دانلود رمان رهایش نمیکنم pdf از فاطمه مرادی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،غمگین

خلاصه رمان رهایش نمیکنم 

دختری که تو سن پانزده سالگی پدرش رو تو معدن از دست می‌ده و به همراه مادر و مادربزرگش زندگی می‌کنه..نفس تو سن نوزده سالگی عاشق پسرخان می‌شه؛ ولی..مقاومت می‌کنه چون فکر می‌کنه عاشق پسر قاتل باباش ارسلان شده! اما حکم دل کاری می‌کنه کم بیاره و دل ببازه!..تو همین دلباختگی‌ها معشوقه سابق ارسلان میاد ایران و کارهایی می‌کنه؛ که به نفع زندگی ارسلان نیست.چه چیزی مانع رسیدن ارسلان و نفس به همدیگه می‌شه؟!پریا معشوقه سابق ارسلان، چه کاری انجام می‌ده،که به نفع زندگی ارسلان نیست…

قسمتی از متن رمان

شیشه های ماشین دودی بود؛ ولی مطمئن بودم عموجان خودمه..عین دیوانه ها دستم رو تو هوا تکون میدادم و عر-عر زنان میخندیدم.اما ماشین تند-تند چراغ میداد که رد بشم.داد زدم:- نازنکن عموجونم، من که میدونم اون محیای ورپریده بهت یادمیده ناز کنی.در ماشین باز شد که چشمم رو سردادم سمت پایین.وا عمو سعید از این کتونی های خر که نمیپوشه.پس نگاهم رو سر دادم سمت بالا و یه قدم رفتم عقب و گفتم:- یا غریب الغربا این کیه؟سرم انداختم پایین و زمزمه کردم « به خشکی شانس » که یهو
با صداش پریدم:- هی دختر مگه مغزت عیب کرده که راه رو بستی؟ میزدم..بهت میمردی جواب چند نفر رو باید میدادم؟لب گزیدم ک عر زد:- کری مگه؟اخم هام تو هم رفت، هرچقدرم که کارم اشتباه بود؛ ولی حق..نداشت بهم اهانت کنه. سرم رو بالا گرفتم و گفتم

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 780

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین