آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان حکم دل pdf از میترا حاجیان
مشخصات رمان
  • نام رمان
    حکم دل
  • ژانر
    عاشقانه،کلکلی،اجتماعی
  • نویسنده
    میترا حاجیان
  • صفحات
    199
خلاصه رمان
داستان رفاقتِ سه پسر ، سه دوست ، سه تفنگدار …که رفاقتشون زبانزد همه ی اطرافیان بود و همه به رفاقتشون غبطه میخوردند . آسمون آبیِ رفاقت این سه تا رفیق ، خیلی طول نکشید که رنگ سیاهی جدایی به خودش گرفت . تهمت بی ناموسی و دزد ناموس بود که بین اونا رو بهم زد و آتش این جدایی تا جایی پیشرفت که دو تا عاشق رو از هم دور کرد و پدر و مادری در آتش سوختند و عاشقی هم از درد دوری مجنون شد …اگه عاشق رمان های رفاقتی هستی و دوست داری وارد دنیای رفاقت این سه تا دوست بشی و از عاقبت دوستی و دشمنی اونا باخبر شی بت توصیه میکنممم خوندنه این رمانوو از دست ندی...
لینک های دانلود

دانلود رمان حکم دل pdf از میترا حاجیان 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،کلکلی،اجتماعی

خلاصه رمان حکم دل 

داستان رفاقتِ سه پسر ، سه دوست ، سه تفنگدار که رفاقتشون زبانزد همه ی اطرافیان بود و همه به رفاقتشون غبطه میخوردند آسمون آبیِ رفاقت این سه تا رفیق ، خیلی طول نکشید که رنگ سیاهی جدایی به خودش گرفت تهمت بی ناموسی و دزد ناموس بود که بین اونا رو بهم زد و آتش این جدایی تا جایی پیشرفت که دو تا عاشق رو از هم دور کرد و پدر و مادری در آتش سوختند و عاشقی هم از درد دوری مجنون شد اگه عاشق رمان های رفاقتی هستی و دوست داری وارد دنیای رفاقت این سه تا دوست بشی و از عاقبت دوستی و دشمنی اونا باخبر شی بت توصیه میکنممم خوندنه این رمانوو از دست ندی…

قسمتی از متن رمان

شاهین
روی کاناپه ولو شده بودم و تو اینستا چرخ میزدم تا اینکه چشمم به استوری سهیل
افتاد….بازش کردم دوباره آقا از فوتبال بازی کردنش فیلم گذاشته …..خنده ام گرفت و یهو پغی زدم زیر خنده ….
آخ…سهیل….آخ…از دست دیوونه بازی های تو اگه بابات بفهمه که تو دوباره فوتبال بازی میکنی قشنگ دخلت اومده
سهیل عاشق فوتبال بوده و هست ولی چون خانوادهاش بخصوص باباش مخالف بودن
نتونست دنبال علاقه اش بره و مجبور شد کارباباشو ادامه بده و عمران بخونه …..به
سرم زد که بهش زنگ بزنم ،صبح بهش زنگ زده بودم اسمش همون بالای لیست تماس
هام بود که یهو یاد این جمله تو اینستا افتادم ،رفیق واقعی اونیه که شماره اش از بالای
صفحه تماست پایین نره …اره دیگه تماس های پر تکرار من یا با سهیل بود یا نیما ….
شماره اش رو گرفتم چند تا بوق بیشتر نخورد زود جواب داد
سهیل_به به،داداشم شاهین چطوره ؟
چقدر زود به زود دلت برام تنگ میشه نکنه خبریه ها ،میدونم طاقت دوری منو هیچ
کدوتون ندارید بعد زد زیر خنده ….خندیدم و گفتم _دیوونه ی خود شیفته ،تو دوباره
مگه فوتبال بازی کردی که الان استوریش کردی بابات بفهمه که ……نزاشت حرفمو تموم
کنم _آخ اگه بدونی شاهین چقدردلم واسه بوی چمن و توپ و فوتبال تنگ شده بود دیگه
نتونستم طاقت بیارم به خدا شاهین .

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 566

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین