آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان سایه های تردید pdf از رکسانا طاهری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    سایه های تردید
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    رکسانا طاهری
  • صفحات
    276
خلاصه رمان
فریبا در زندگی مشترکش با فرید دچار شکست شده است. او پس از سال ها هنوز هم در گذشته زندگی می کند. با اینکه دکتری روان پزشک است اما نمی تواند کمکی به خودش بکند. روزی در پارک با مردی آشنا می شود که او را با کسی به اسم نازی اشتباه می گیرد. برخوردی دیگر با آن مرد ناشناس باعث می شود فریبا با دنیای ارواح و شیاطین آشنا شود و به دنبال راه حل مسائل ذهنش برود. او در این راه با آدم های زیادی مواجه می شود و ..

دانلود رمان سایه های تردید pdf از رکسانا طاهری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان سایه های تردید

فریبا در زندگی مشترکش با فرید دچار شکست شده است. او پس از سال ها هنوز هم در گذشته زندگی می کند.

با اینکه دکتری روان پزشک است اما نمی تواند کمکی به خودش بکند.

روزی در پارک با مردی آشنا می شود که او را با کسی به اسم نازی اشتباه می گیرد.

برخوردی دیگر با آن مرد ناشناس باعث می شود فریبا با دنیای ارواح و شیاطین آشنا شود و

به دنبال راه حل مسائل ذهنش برود. او در این راه با آدم های زیادی مواجه می شود و ..

قسمتی از رمان

صبح یکی از روزهای پاییزی بودکه برای خریدن چند کتاب از دربخانه خارج شدم.

هوا از رطوبت غلیظی آکنده شده بود و سرمایی نه چندإن سخت،گونه ها. و لب ها و بیبی ام رإ نوازش می داد.

هوس کردم که پای پیاده به خرید بروم. از بی تحرکی و انفعال خسته شده بودم.

دلم من خواست کمی قدم بزنم و پس ازمدت ها کار وحرف، اندکی

هم با طبیعت تنها باشم. منزلم در مجإورت پارکی بودکه در حاشیه

خیابان قرار داست و تأ مسیر زیادی می توانستم از منإظپر دلپذیر فضای آزاد بهره مند شوم.

وقتی با اولین قدم هایم برگ های خزان زده را ویران کردم، احساسی

زشت و ناهنجإر وجودم را تحت الشعاع قرار داد. دلهمره عجیبی داشتم

و با لمس خزان، دوباره همان حس لعنتی نهفته در حال بیدار شدن بود.

گذشته مثل تیری زهرآگین، درحال فرونشستن به اعماق دیدگانم بود.

لحظه ای ایستادم و چشم هایم را بستم. فکر می کردم با این کار

تمدد اعصاب می کنم و با ندیدن محیط، گذشته هم به راه خودش می رود. اما بی فایده بود

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 326

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین