آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان قانون شکنان عشق pdf از noghre
مشخصات رمان
  • نام رمان
    قانون شکنان عشق
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    noghre
  • صفحات
    229
لینک های دانلود

دانلود رمان قانون شکنان عشق pdf از noghre

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان قانون شکنان عشق

داستان درمورد یه دختر به اسم دریاست که مادرش اون و خواهرش بهار رو توی هشت سالگی

تنها گذاشته پدرش معتاده و چندین بار میخواسته اون و بهار رو بخار پول موداش بفروشه..

این دریای داستان ما دختر شیطونیه ولی خیلی سختی کشیده خیلی هوای خواهرش رو داره

ولی طی یه سری اتفاقات فکر میکنه که عاشق یه اقا پلیسه به اسم برسام شده ولی….

ولی یه اتفاق خیلی مهم می افته که دریا از طریف برسام مادرش رو پیدا کنه و امتحانی

که باید به برسام پس بده ببینه واقعا عاشق برسام هست یه نه ولی با این امتحانی که

برسام ازش میگیره به کل مسیر زندگی دریا عوض میشه و دریا هویت اصلی خودش رو پیدا میکنه ….

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان مثل پیچک

دانلود رمان چیاکو 

قسمتی از رمان

بهار- من عاشق شعر هاي فروغم… خیلي قشنگه

لبخندي زدم و به بهار نگاه کردم و دستي به موهاي بورش که به زيتوني و طاليي میخورد کشیدمو گفتم- منم شعر

هاي فروغ رو دوست دارم

بهار- واسه ناهار چي بخوريم؟

نگاهي به چشم هاي شادش انداختم دلم نیومد بگم چیزي براي خوردن نداريم نه که اصال نداريم ..ولي خوب چه میشه

کرد لخندي زدم و گفتم- بزار برم ببینم واسه شام بايد چي درست کنم..تو بدو برو کتابتو بیار و درستو بخون که فردا

مشکلي نداشته باشي

بهار- چشم

بهار از روي تخت توي حیاط بلند شد و دوان دوان به طرف خونه رفت..وقتي میگم خونه منظورم به کاخ نیست يه

خونه که خدارو شکر ماله خودمونه ولي خونه نیست..چه میشه گفت ؟……از جام بلند شدم و به طرف خونه روانه شدم

حیاط کوچیک که يه درخت پرتقال توشه و زيرش هم پره از بوته هاي شمعدوني و بنفشه… بهار..همش کاره بهاره

اسمش واقعا برازندشه چشم هاي عسلیش درست بر عکس منه من چشم هاي ابي خاکستري دارم مژه هاي مشکي و

بلندش چشماشو محاصره کرده موهاش درست مثله موهاي من بلنديش تا زير باسنشه ولي موهاي من مشکي با هاله

هاي دودي و خاکستري رنگه خودم هم نمیدونم چرا موهام دوديه….هردو پوستي سفید لب و بیني متناسب داريم بهار

فقط پونزده سال داره و سه سال از من کوچکتره صورتي گردو کمي کشیده خیلي زياد شبیه هم نیستیم چشماي

درشتمون که به شکل مورب توي صورتمون قرار گرفته هر کسي که بهم نگاه میکنه اول دوتا چشم میبینه که خیلي

خمار زيباست اينارو بهار همیشه میگه

وارد اشپزخونه شدم اينقدر گشتم تا اخر سر چندتا سیب زمیني و پیاز پیدا کردم شروع کردم به درست کردن کتلت

براي الان بهترين گذينه است همینطور که داشتم کتلت ها رو سرخ میکردم صداي کوبیده شدن در اومد ترسیدم ولي

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 1 / 5. تعداد رای : 1

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین