آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نجوای آرام pdf از سلاله
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نجوای آرام
  • ژانر
    عاشقانه،درام
  • نویسنده
    سلاله
  • صفحات
    278
درباره‌ی نویسنده
سلاله

دانلود رایگان رمان های سلاله با فرمت pdf و بهترین فونت بصورت مستقیم و کامل،نویسنده بهترین رمان های ایرانی،نویسنده رمان های دوراهی،نجوای آرام،درد تنهایی

لینک های دانلود

دانلود رمان نجوای آرام pdf از سلاله

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه،درام

خلاصه رمان نجوای آرام

قصه از اونجایی شروع میشه که #آرام و #نیهاد توی یک سفر و اتفاق ناگهانی آشنا میشن

اما چطوری باهم برخورد میکنن؟ آرامی که زندگی سختی داشته و لج باز و مغروره پسری

که چیزی به جز آرامش خودش براش اهمیتی نداره…

اما اتفاقات تلخ و شیرینی که براشون پیش میاد سرنوشتشون رو چجوری مینویسه؟؟ ….

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان همخواب اجباری

دانلود رمان مثل پیچک

دانلود رمان به تیرگی شب به زلالی دریا

قسمتی از رمان

نیهاد:
عصبی روی فرمون کوبیدم و از ماشین پیاده شدم.

کاپوت و بالا دادم و پوکر به دودی که ازش بلند شد خیره شدم.

منکه از ماشین

و مکانیکی چیزی سر در نمیاوردم و توی اون تاریکی بر بیابون نمیتونستم

تنها کاری کنم پس کاپوتو همونجوری بالا ول کردم و توی ماشین برگشتم.

با عجله موبایلم و

از توی جیب کتم بیرون کشیدم و روشنش کردم که ۵ درصد شارژ قرمزش حالم و گرفته تر کرد.

تند تند تا هنوز خاموش نشده بود شماره پیمان و گرفتم و منتظر

شدم تا جواب بده ولی گوشی بی صاحبش طبق معمول در دسترس نبود، هیچ وقت هم نفهمیدم پس

چرا این موبایل خریده؟ وقتی همش از دسترس خارجه!

خواستم بیخیال پیمان بشم و شماره یکی دیگه رو بگیرم که

موبایل توی دستم روی ویبره رفت و خاموش شد!

تنها عکس و العملم از شدت عصبانیت و حرس از این وضعیت

مفتضح نفس عمیقی بود که کشیدم و خودمو توی کت گرمم که حالا دیگه

هیچ اثر

گرمایی نداشت، روی صندلی ولو کردم و به بیرون خیره شدم.

حالا باید توی این

بیابون چیکار میکردم؟ اونم وقتی چشم چشم رو نمیدید و یدونه ماشین هم رد نمیشد؟

یکم به این ور اون ور نگاه انداختم و بعدشم چشم هامو بستم

و سرمو به صندلی تکیه دادم، بالاخره یچیزی میشد دیگه نمیتونستم که

تا صبح به شیشه بخار گرفته ماشین خیره بشم …

ارام:

_ خب غلط کردی که وایسادی. اصلا شاید دزدی

چیزی باشه تو چمیدونی این چرا این شکلی اینجا وایساده؟

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.2 / 5. تعداد رای : 5

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین