آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نوازشم کن pdf از مریم پیروند
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نوازشم کن
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    مریم پیروند
  • صفحات
    1250
خلاصه رمان

مرد زخم‌خورده‌ای که توی نوجونیش توسط یه زنِ زیبا و افسونگر شکنجه‌ی روحی و جسمی می‌شه و حالا اون نوجوون تبدیل شده به مردی جذاب و مغرور و پولدار و با نزدیک شدن به دختر بیست‌ساله‌ی اون زن سعی داره خشونت‌های تحمیل شده به خودش رو به مایا تحمیل کنه، اما با آوردن مایا توی زندگیش تمام معادلاتش بهم میخوره….

دانلود رمان نوازشم کن pdf از مریم پیروند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان نوازشم کن

مرد زخم‌خورده‌ای که توی نوجونیش توسط یه زنِ زیبا و افسونگر شکنجه‌ی روحی و جسمی می‌شه و

حالا اون نوجوون تبدیل شده به مردی جذاب و مغرور و پولدار و با نزدیک شدن به دختر بیست‌ساله‌ی اون زن سعی داره

خشونت‌های تحمیل شده به خودش رو به مایا تحمیل کنه، اما با آوردن مایا توی زندگیش تمام معادلاتش بهم میخوره….

قسمتی از رمان

در رو از میون دستای خدمتکارش هل دادم. هینی کشید و چشمای قهوهایش رو درشت کرد.

– چیکار میکنی خانم ؟ آقا گفته کسی رو راه ندم تو خونه!

– من این حرفا حالیم نیست. همین الان میخوام ببینمش. برو کنار.

در رو محکمتر گرفت و جلوی راهم سد شد.

– نمیتونم بهتون اجازه بدم بیای داخل، امروز یه قرار مهم دارن که اره آماده میشه. برو یه روز دیگه بیا دیدنش.

با تمام زور در رو هل دادم و داد کشیدم :

-فیاض ؟ فیاض کجایی بیا بیرون کارت دارم .

خدمتکار سعی کرد دوباره جلوم رو بگیره ولی اینبار نتونست زورمو مهار کنه وارد خونه شدم.

راه افتادم به طرف اتاقش. در اتاقش رو به ضرب باز کردم. قبلا یکبار به این خونه و خلوتش اومده بودم و

میدونستم این اتاق بزرگ و تجملاتی تحت سلطه اشه.

کت و شلوار آبی و شیکی به تن داشت و مقابل آینه ایستاده بود و بدون اینکه نگاهم کنه با خونسردی کراواتش رو میبست.

قد بلند و اندام برجسته و فیتنسش رو از نظر گذروندم و دست به سینه شدم و تکیه دادم به دیوار و گفتم:

– گفتی منو راه ندن تو خونهت ؟

دستش از حرکت ایستاد و نیم نگاهی بهم کرد.

– اوه پرسنسم ! بنظرت من میتونم همچین چیزی بگم ؟

خدمتکارش که زن تقریبا چاقی بود و سنش بین چهل تا پنجاه بنظر میرسید از پشت سرم نالید :

– آقا من فقط سفارشات شمارو به مایا خانم گفتم…

 

قیمت49000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 671

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین