آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دل فگار pdf از آرزو توکلی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دل فگار
  • ژانر
    عاشقانه،اربابی،مافیایی
  • نویسنده
    آرزو توکلی
  • صفحات
    566
خلاصه رمان

اردوان عضو باند مافیا ، بزرگ ترین رازش یعنی عشقش به سوگند توسط اوستا لو می‌رود...


اوستا برادرِ سوگند به محض بو بردن از نقشه شوم سازمان برای آنها، تلاش بر بیرون کردن اردوان میکند‌و


تصمیم به از هم پاشیدن رابطه ی او با سازمان میشود. شب عروسی، تصاویری ناخوشایند به دست اردوان


می‌رسد که ثابت کننده ی رابطه ی نامشروع سوگند با مرد دیگری است... شبی که قرار بود عاشقانه و به


یادماندنی باشد با نقشه‌ی شخص مرموز به شبی شوم تبدیل می‌شود که ماجراها در پیش دارد...

دانلود رمان دل فگار pdf از آرزو توکلی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اربابی،مافیایی

خلاصه رمان دل فگار

اردوان عضو باند مافیا ، بزرگ ترین رازش یعنی عشقش به سوگند توسط اوستا لو می‌رود…

اوستا برادرِ سوگند به محض بو بردن از نقشه شوم سازمان برای آنها، تلاش بر بیرون کردن اردوان میکند‌و

تصمیم به از هم پاشیدن رابطه ی او با سازمان میشود.

شب عروسی، تصاویری ناخوشایند به دست اردوان می‌رسد که ثابت کننده ی رابطه ی نامشروع سوگند با مرد دیگری است…

شبی که قرار بود عاشقانه و به یادماندنی باشد با نقشه‌ی شخص مرموز به شبی شوم تبدیل می‌شود که ماجراها در پیش دارد…

قسمتی از رمان

دست‌هامو دور بازوی بابا انداختم و او بازوی دیگرش رو در اختیار مامان گذاشت.

با همون غرور ارباب‌زاده‌ای سرم رو بالا گرفته و با طمانینه قدم جلو کشوندم.

در بزرگ عمارت ارباب سلمان باز شد.

تمام نگاه‌ها به روی ما چرخید.

سر‌و گردن‌ها به نشانه احترام مقابلمون خم شده بود. بابا با تکون دادن سرش جواب احترامشون رومیداد‌

اما من نگا‌م به روبروم بود و جوری قدم بر‌می‌داشتم که گویی میخواستم به زمین فخر بفروشم.

به خاله گوهر‌و عمو سلمان که رسیدیم لبخند به لب گذاشتم و اون‌ها هم با خوشرویی به پیشوازمون آمدن….

بابا‌ و عمو به رسم ارباب بودن فقط دستی به روی هم پیش کشوندن و مامان و خاله هم دیگر را سفت بغل گرفتن.

به من که رسید عمو پدرانه مرا به آغوش کشاند و زیر گوشم پچ زد:

+عروس خوشگلم چطوره؟

توی دلم کیلو کیلو قند آب میشد؛ اما فقط به یه لبخند ساده اکتفا کردم:

-مرسی عمو سلمان، شما خوبید؟

+چقد دلتنگ عمو سلمان گفتنت بودم..

عمو برای هر کی ارباب بود، برای پدرم دوستی فراتر از بردار و برای من عمویی عزیز‌تر از جان بود.

لبخندی به روش پاشیدم و اینبار خاله رو به اغوش گرفتم و اظهار دلتنگی کردم. رابطه‌ام با خاله خوب بود

اما هیچ‌کس جایی عمو رو برام نمیگرفت. مهمانی شروع شده بود‌ و هیچ‌کس هم نمی‌دونست

دلیل برگزاری این مهمونی چیه‌ و الکی درهم میلولیدن.

کنار عمو رفته‌ و نازی در صدام ریختم:

-عمو جونم

 

قیمت40000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.5 / 5. تعداد رای : 224

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین