آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان گیوتین pdf از عالیس
مشخصات رمان
  • نام رمان
    گیوتین
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی،بزرگسال
  • نویسنده
    عالیس
  • صفحات
    3267

دانلود رمان گیوتین pdf از عالیس

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،بزرگسال

خلاصه رمان گیوتین

روشن پاکمهر، یه وکیل پایه یک دادگستریه که برای نجات باباش از زندان، به یزدان فرخزاد نزدیک مـیشـه

تا مدرک جور کنه چون معتقده یزدان تـو زندانی شـدن باباش نقش داره… و یزدان با دیـدن زیبایی

چهره و هیکل خـوبِ روشن، بهش جذب مـیشـه و جای کشتنش، بهش پیشنهاد صیغه‌ نود و نه‌ ساله مـیـده…

روشن چاره‌ای جز قبول این پیشنهاد نداره اما… دخترِ تخصِ این رمان خـون به دلِ یزدان مـی‌کنه و

همه‌ی نقشـه‌هاش رو نقش بر آب مـی‌کنه تا جایی که یزدان مجبور مـیشـه .

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان هبت و عشق

دانلود رمان اسیر یک روانی

دانلود رمان خون بس پریچهره

قسمتی از رمان

دکمه ی ریموت ضبط رو زدم و به موزیک پایان دادم

هنوز یه خیابون از برج فاصله نگرفتـه بودم که تلفنم به صدا در اومد جواب ندادم و به مسیرم ادامه دادم

اما صدای پیامک به هوا بلند شـد و من تلفن رو به دست گرفتم با دیـدن حروف به هم چسبیـده شـده

اخمـی بین ابروهام نشست و از اولین دور برگردون دور زدم و به سمت برج روندم

تلفن رو روی صندلی ماشین پرت کردم کمتر از ده دقـیقه بعد ماشین رو درست

روبروی برج پارک کردم و نگـهبان به سمتم اومد

ادای احترامش رو نادیـده گرفتم و گفتم: -زود برمـی گردم

و منتظر نموندم و سریع دوازده پله رو طی کردم و وارد لابی شـدم

پا به آسانسور گذاشتم و روی دکمه ی آخرین طبقه انگشت زدم و منتظر موندم

از تصور چیزی که قرار بود ببینم پوزخند زدم ساعت تقریبا از نیمه گذشتـه بود و برج خلوت و آروم و ساکت

فقط طبقه ی مخصوص استخر و سونا و جکوزی هنوز رفت و آمد داشت

آسانسور که متـوقف شـد سریع بیرون زدم پنت هاوس این برج محل کـارم بود و حالا…

بین سالن بزرگ و مجلل ایستادم و به چپ و راست سری چرخـوندم و صدای موش کور رو تشخیص دادم

انتـهای راهرو بود چند گـام برداشتم و سعی کردم صدای برخـورد پاشنه ی کفشم به هوا بلند نشـه

در اتاقم بستـه بود اما نوری که از زیر در به بیرون منعکس مـیشـد باعث شـد پوزخند بزنم

نور چراغ قوه بود خـونسرد جلو رفتم و

 

قیمت46000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.4 / 5. تعداد رای : 149

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Nikoo
    23 اردیبهشت 1403 | 16:26

    سلام رمان قشنگی بودش
    یزدان یه سری جملات رو دائما تکرار میکرد که آدم کسل میشدش
    ولی همه داستان زیبا بود

  • الهام
    10 دی 1401 | 04:33

    رمان خوبی بود..ارزش خوندن داشت

  • انا
    28 آذر 1401 | 11:49

    رمان قشنگی بود، پیرنگ قوی داشت.
    از این رمانای ابکی نبود قشنگ مشخص بود نویسندش چرتوپرت ننوشته
    ارزش خوندنو داره

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین