آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان افسونگر مسترد pdf از رویا احمدیان
مشخصات رمان
  • نام رمان
    افسومگر مسترد
  • ژانر
    عاشقانه،مذهبی،خون بس
  • نویسنده
    رویا احمدیان
  • صفحات
    791
خلاصه رمان

ماهرو یک دختر مذهبی اما پر از شیطنت، تک دختر خانواده اعلایی ها دختری زیبا و لوند، یک شب قبل از اینکه به


عقد پسری که دوسش داشت در بیاید با حضور یک مرد ناشناس در جشن خانوادگیشان، سرنوشتش دست خوش


تغییر می شود. او یک خونبس است، خونبهای یک دشمنی قدیمی که حالا دامن گیر این عزیز کرده می شود و اورا


در مقابل مردی رنج دیده و خشمگین قرار می دهد. شاهین احمدخان، کُرد زاده ای اصیل، تاجری جذاب و اسم و


رسم دار که بعد از سالها برگشته تا عروسش را... افسونگرِ مُستَرِد: افسونگر پس فرستاده شده... ساحری که


پس زده شده..

دانلود رمان افسونگر مسترد pdf از رویا احمدیان

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،مذهبی،خونبس

خلاصه رمان افسونگر مسترد

ماهرو یک دختر مذهبی اما پر از شیطنت، تک دختر خانواده اعلایی ها دختری زیبا و لوند، یک شب قبل از اینکه به عقد پسری

که دوسش داشت در بیاید با حضور یک مرد ناشناس در جشن خانوادگیشان، سرنوشتش دست خوش تغییر می شود.

او یک خونبس است، خونبهای یک دشمنی قدیمی که حالا دامن گیر این عزیز کرده می شود و اورا در مقابل مردی رنج دیده و خشمگین قرار می دهد.

شاهین احمدخان، کُرد زاده ای اصیل، تاجری جذاب و اسم و رسم دار که بعد از سالها برگشته تا عروسش را…

افسونگرِ مُستَرِد: افسونگر پس فرستاده شده… ساحری که پس زده شده..

قسمتی از رمان

پمادرم روی تخت نشسته بود و عمیقا توی فکر بود. بابا جان وضعیت مالی خوبی داشت و به قولی دستمان به دهان خودمان می رسید و

حتی شاید کمی بیشتر، در این سال ها شاهد بودم که بیشتر از پول و مال و منال، به فکر شرف و آبروی کاری بود،

پس کمی ناحقی بود بخواهم سر قضیه ای که درست و حسابی نمی دانستم چگونه است آبروی چند ساله را بر باد دهم.

به طرف کمد لباس هایم رفتم که مادرم حرص آلود لب زد: -اومدن این از خدا بی خبرها!

سری برای حرص خوردنش چپ و راست کردم و لبخند زدم. -شما برو مامان جان زشته دورت بگردم .منم الان لباسامو عوض میکنم میام.

به پیراهن گل گلی که دستم بود نگاه کرد و در حالی که داشت بلند میشد، تیکه انداخت. -حالا لازم نیست زیاد به خودت برسی!

آه کشیدم و سکوت کردم. بعد از رفتن مامان، لباس را پوشیدم و بعد از سر کردن روسری ام بیرون رفتم. بغضم را قورت دادم و سعی کردم ظاهر محکم و

بیخیالم را حفظ کنم.

قبل از وارد شدن به پذیرایی چند نفس عمیق کشیدم. خواستگاری همیشه پر استرس است، حتی خواستگاری ایمانی که

سال ها همدیگر را می شناختیم هم استرس آور بود، ولی امشب جور دیگر سخت بود. امشب من با آدم هایی که نمیشناختم

رو به رو میشدم و جالب اینجا بود که حق انتخابی نداشتم! آه کشیدم و با اخم داخل شدم. بر خلاف تصورم زیاد کم نبودند.

با ورود من همه بلند شدند. با لبخند سلامی دادم و تعارف کردم بنشینند. اصلا نگاهشان نکرده بودم…

 

قیمت 43000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.6 / 5. تعداد رای : 548

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • فاطمه
    26 آذر 1401 | 19:17

    چرا نمیشه خریدش؟

  • Zahra
    20 مهر 1401 | 20:54

    خوب بود 💚💙

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین