آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بارقه های دل pdf از پارا طاهری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    بارقه های دل
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    پارا طاهری
  • صفحات
    1381
خلاصه رمان
من آسو هستم، تک دختر حاج صادق صبوری . شیرینی خورده ی شاهرخ پسر عموم بودم و از بچگی اسممون با هم میومد وسط، اما با اتفاقی که یه روز برای من افتاد و توی خرابه های یه ساختمون نیمه کاره روحم رو با بدترین شکل ممکن کشتن، من دیگه اون دختر سر به هوای قبل نشدم... شاهرخ هنوزم دوستم داره اما اگه بفهمه چه اتفاقی برام افتاده باز هم ادعای عاشقی میکنه؟باز هم می‌تونه دم از عشق و علاقه بزنه؟

دانلود رمان بارقه های دل pdf از پارا طاهری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان بارقه های دل

من آسو هستم، تک دختر حاج صادق صبوری . شیرینی خورده ی شاهرخ پسر عموم بودم و از بچگی اسممون با هم میومد وسط، اما با اتفاقی که یه روز برای من افتاد و توی خرابه های یه ساختمون نیمه کاره روحم رو با بدترین شکل ممکن کشتن، من دیگه اون دختر سر به هوای قبل نشدم… شاهرخ هنوزم دوستم داره اما اگه بفهمه چه اتفاقی برام افتاده باز هم ادعای عاشقی میکنه؟باز هم می‌تونه دم از عشق و علاقه بزنه؟

قسمتی از رمان

پشت چراغ قرمز ایستاده بودم و باران نرم نرمک روی شیشه ماشین می نشست. دلم برای دیدنش سر ناسازگاری برداشته بود و ولوله ای عجیب به جانم افتاده بود. دستم روی فرمان ماشین ضرب گرفته بود و صدای موزیک شادی را تا انتها زیاد کرده بودم تا صدای غرغرهای مامان مرضیه را کمتر بشنوم. نمی دانست این دل لاکردار زبان نفهم، حرف حساب حالیش نمی شود و اگر میشد دور ان دو گوی آبی رنگ خمار را خیلی وقت پیش خط می کشید.

از همان روزی که برای اولین بار حرف دلم را با غرور مردانه ام تاخن زده بودم و جوابش شد یک «نه» به تمام معنای زهرآگین، که روزم را چون شب تار، سیاه و سوت و کور کرده بود. اما امروز برای چندمین بار باز هم مصرانه داشتم بر سر خواسته ام پافشاری می کردم و بالاخره هر طور شده دلش را بند خودم می کردم. مرد پا پس کشیدن و جا زدن نبودم. از بچگی چیزی را که می خواستم تا به دستش نمی آوردم، خواب و خوراک نداشتم. خصوصا چیزی که ناز و ادا داشت و سخت به دست می آمد. اهل ناز کشیدن و ناز خریدن هم نبودم. با روش خودم جلو می رفتم و مطمئن بودم بالاخره روزی به دستش می آوردم.این را به دل وا مانده ام قول داده بودم. اصلا در ذهنم نمی گنجید زندگی بدون او را. از جنگیدن هراسی به دل نداشتم و این به نظرم لذت پیروزی را دوچندان می‌کرد. هر چه او بیشتر از من دوری می کرد، انگار سر نخی را می کشد که به من وصل شده است،بیشتر برای به دست آوردنش لجاجت به خرج می دادم. چراغ که قرمز شد پا روی پدال فشردم و.

 

قیمت 57000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 577

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین