آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان خوشبختانه من یک زنم pdf از آذین بانو
مشخصات رمان
  • نام رمان
    خوشبختانه من یک زنم
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    آذین بانو
  • صفحات
    748
خلاصه رمان
این رمان داستان زندگی حسنا ست.. دختری که وقتی کوچیک بوده پدرش اونا رو تنها گذاشته... حالا سال ها گذشته و مادر حسنا با مردی ازدواج کرده و صاحب دو تا دختر شده... حسنا بخاطر تبعیض هایی که تو زندگی میبینه تو سن 19سالگی با یاسر نامزد میشه..... یه روز وقتی قرار بوده بره خونه ی یاسر اتفاقی براش میفته که به معنی واقعی کلمه نابود میشه.... حالا حسنا مونده و یه درد بزرگ تو زندگیش...
لینک های دانلود

دانلود رمان خوشبختانه من یک زنم pdf از آذین بانو 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر   

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان خوشبختانه من یک زنم 

این رمان داستان زندگی حسنا ست.. دختری که وقتی کوچیک بوده پدرش اونا رو تنها گذاشته… حالا سال ها گذشته و مادر حسنا با مردی ازدواج کرده و صاحب دو تا دختر شده… حسنا بخاطر تبعیض هایی که تو زندگی میبینه تو سن 19سالگی با یاسر نامزد میشه….. یه روز وقتی قرار بوده بره خونه ی یاسر اتفاقی براش میفته که به معنی واقعی کلمه نابود میشه…. حالا حسنا مونده و یه درد بزرگ تو زندگیش…

قسمتی از متن رمان

صبح وقتی مامان اومد تو اتاقمو بیدار دیدم. نامطمئن پرسید: بیدار شدی؟ همونطور که دستم زیر صورتم بود سرمو تکون دادم: _من اصلا نخوابیدم.خدا منو مرگ بده. خدا باباتو نبخشه.. اومد نزدیک تر لبه ی تخت نشست. دستمو گرفت با بغض گفت: _میدونی اینا همه چوبه باباته.فقط نگاه کردم به چهره ی غمگین مامان. همزمان دو قطره اشک چکید رو گونه ش: اگه اون ولمون نمی کرد بره من مجبور نمی شدم بخاطر حمایت کردن امین باهاش ازدواج کنم…تو مجبور نمیشدی بخاطر فرار کردن از اینجا تن بدی به ازدواج تو سن کم. الان داشتیم مثل بقیه مردم عادی زندگیمونو می کردیم.از جا بلند شدم. دلم براش سوخت. راست می گفت. دقیقا همینی بود که مامان گفته بود. گونه ش رو بوسیدم: _قسمتم بوده مامان.تا قسمت نباشه برگی از درخت نمیفته. درست میشه. نگران نباش. الانم صورتتو پاک کن پاشو بریم بیرون. عمو امين ميببنه ناراحت میشه زشته میدونی که چقدر دوستت داره که.سر تکون داد بلند شد. احساس ضعف می کردم. صبحانه رو کامل خوردم… آماده شدنم خیلی طول نکشید. عمو امین تو ماشین منتظرم بود.

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 711

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین