آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بوسه با طعم زیتون pdf از الهام سادات
مشخصات رمان
  • نام رمان
    بوسه با طعم زیتون
  • ژانر
    عاشقانه،همخونه ای،پلیسی،طنز
  • نویسنده
    الهام سادات
  • صفحات
    677
خلاصه رمان



آیدا و ژیوان از کودکی عاشق هم بودند، اما یک حادثه تلخ همه‌چیز را برهم زد. حالا ژیوان مجبور است او را تنها مثل یک خواهر ببیند در حالی که قلبش حقیقت دیگری فریاد می‌زند. آیدا با تمام وجود تلاش می‌کند عشق دیرینشان را به یاد ژیوان بیاورد، اما هر بار پس زده می‌شود و طرد شدن از طرف او، درد و ناامیدی را بر دلش می‌نشاند. ورود حسام دیوار سرد قلب ژیوان را می‌شکند و آتش عشق خاموش‌شده را دوباره شعله‌ور می‌کند، اما این تازه آغاز ماجراست. چرا که با حضور فرید، آیدا ناخواسته به دنیای خطرناک‌ترین باند خلافکاری ایران کشیده می‌شود؛ جایی که عشق، زندگی و مرگ در خطی باریک با هم تلاقی می‌کنند و هر تصمیم می‌تواند سرنوشت همه‌چیز را تغییر دهد… در این رمان شاهد رسیدن به بلوغ فکری یک زوج خواهیم بود...






















لینک های دانلود

دانلود رمان بوسه با طعم زیتون pdf از الهام سادات

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،همخونه ای،پلیسی،طنز

خلاصه رمان بوسه با طعم زیتون

آیدا و ژیوان از کودکی عاشق هم بودند، اما یک حادثه تلخ همه‌چیز را برهم زد.
حالا ژیوان مجبور است او را تنها مثل یک خواهر ببیند در حالی که قلبش حقیقت دیگری فریاد می‌زند.
آیدا با تمام وجود تلاش می‌کند عشق دیرینشان را به یاد ژیوان بیاورد، اما هر بار پس زده می‌شود و
طرد شدن از طرف او، درد و ناامیدی را بر دلش می‌نشاند. ورود حسام دیوار سرد قلب ژیوان را می‌شکند و
آتش عشق خاموش‌شده را دوباره شعله‌ور می‌کند، اما این تازه آغاز ماجراست.
چرا که با حضور فرید، آیدا ناخواسته به دنیای خطرناک‌ترین باند خلافکاری ایران کشیده می‌شود
جایی که عشق، زندگی و مرگ در خطی باریک با هم تلاقی می‌کنند و هر تصمیم می‌تواند سرنوشت همه‌چیز را تغییر دهد…
در این رمان شاهد رسیدن به بلوغ فکری یک زوج خواهیم بود
قسمتی از رمان
پوست لبم رو با حرص کندم. زبونم رو لبم کشیدم. مزه خون با رژ لبی که زده بودم
قاطی شد. استکان چای رو برداشتم. با طعم تلخ و کهنه اش به خودم اومدم. استکان و
توی سینی گذاشتم و محکم زدم زیرش و پرتش کردم. صدای شکستن فنجون منو به خودم آورد.
من چیکار کردم ؟! آقای نعمتی با عجله در اتاق و باز کرد. قبل از اینکه حرفی بزنه با
صدای بلند گفتم :
– نعمتی مگه صد بار نگفتم چای کهنه دم نیار .
دستپاچه با اون چهره م ظلومش تند و تند عذر خواهی میکرد. هم عصبانی بودم هم دلم
سوخت. این بیچاره چه گناهی داشت که حرصم و سرش خالی کردم ؟
– چشم خانوم مهندس تکرار نمیشه .
طفلک نعمتی تیکه فنجون دستش و برید و صداش در نیومد.
دلم سوخت با حرص گفتم :
– مگه نگفتم یکی و بگو بیاد دوربین اتاق منو برداره ؟
– یادم رفت خانوم. چشم .
عمو یوسف اومد توی اتاق. نعمتی یه ببخشید گفت و رفت.عمو در اتاق بست و روبروی
من نشست و پاش و روی اون یکی پاش انداخت و یه نفس عمیق کشید . این حالتش یعنی
میخواد نصیحتم کنه ولی نمیدونه از کجا شروع کنه .

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 1.5 / 5. تعداد رای : 72

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • swdna
    22 اردیبهشت 1405 | 18:19

    فوق العادس.. قشنگ ترین رمانی که خوندمممممممممم

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین