آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تیغ زن pdf از ناشناس
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تیغ زن
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ناشناس
  • صفحات
    7286
خلاصه رمان

تیغ زن روایت دو دخترعمو که نقطه مقابل هم هستن مارال دختری که عشقو فدای پول و ثروت میکنه و


بخاطر پول رابطه حامی و‌ بنفشه رو بهم میزنه و خودش با حامی ازدواج میکنه و بنفشه دختری که از عشقش


حامی خیانت میبینه و با ورود دکتر آریو به زندگیش ،زندگیش وارد مسیر جدیدی میشه مارال تاوان تموم کارای


زشتشو میبینه و بنفشه به اونچه که لیاقتشو داره میرسه..

دانلود رمان تیغ زن pdf از ناشناس

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،واقعی

خلاصه رمان تیغ زن

تیغ زن روایت دو دخترعمو که نقطه مقابل هم هستن مارال دختری که عشقو فدای پول و ثروت میکنه و

بخاطر پول رابطه حامی و‌ بنفشه رو بهم میزنه و خودش با حامی ازدواج میکنه و

بنفشه دختری که از عشقش حامی خیانت میبینه و با ورود دکتر آریو به زندگیش

زندگیش وارد مسیر جدیدی میشه مارال تاوان تموم کارای زشتشو میبینه و

بنفشه به اونچه که لیاقتشو داره میرسه..

قسمتی از رمان

موهای خیسم رو بالای سرم جمع کردمو با گیرمو نگهشون داشتم… حوله ی صورتی رنگی که گلهای بنفش درشت پراکنده

از اون حالتی کنواختی دورش کرده بود رو دور بدنم پپچوندم و بعد از پوشیدن دمپایی های نرم و راحت، پامو داخل اتاق گذاشتم..

آب قطره قطره از موهای خیسم می چکید و می افتاد روی کمرم… گره ی حوله رو سفت تر کردم تا نیفته…

رو صندلی و رو به روی میز آرایشی نشستم… سر خوردن قطره ها ی آب روی کمرم رو حس می کردم ولی چندان مهم نبود…

کرم نرم کننده رو برداشتم و به کف پاها و دستهام زدم… بعد نوبت به لوسیون بود که هم جنبه ی خوش بو کنندگی داشت و هم سفیدی…

سرشو برداشتم و کله اشو عمیق بو کشیدم… جنس گرون همیشه عالیه!

اول تنم رو کامل خشک کردم و از خشک کردن موهام با سشوار، از اون لوسیون به تمام تنم مالیدم…

دستم رو بالا گرفتم و ا ی نبار از مام خوش بو کننده به زیر بغل زدم…

بوی خوبی داشت و حتی خودمم از استشمامش لذت می بردم! کلید رو از زیر پایه میز برداشتم.

باهاش کشوی اولی که تمام طلاهام اونجام بود رو باز کردم… نگاهی به طلاهام انداختم.

این نیم ست رو واسه نامزدیم با مجید هدیه گرفتم… یه جورایی میشد گفت یادگاری از مجیده

که الان اصلا نمی دونم زندس یا مرده! گوشوارهارو به گوشم آویز کردم و گردنبد رو دور گردنم بستم…

و این نیم ست تقریبا تو همین دو تا تیکه خلاصه می شد البته قیمتش خیلی زیاد بود که اگه نبود من اصلا قبولش نمی کردم!

نرم کننده ی براقی به لبهام مالیدم و صورتمو تو آینه نگاه کردم…

 

قیمت46000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.2 / 5. تعداد رای : 435

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین