آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دانشجوی دلبر من pdf از محدثه
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دانشجوی دلبر من
  • ژانر
    عاشقانه،استاد دانشجویی،همخونه ای
  • نویسنده
    محدثه
  • صفحات
    1500
خلاصه رمان

من ایسانم یه دختر خیلی خوشگل (خودشیفته هم خودتونید) موهام بلند و رنگ شدس. چشای ابی رنگی دارم.لبام کوچیک و قلوه‌ایه و بینیم هم تناسب با صورتمه… تک فرزندم و ۱۹ سالمه و دانشجوی معماریم…کلا جونای فامیل رشتشون معماریه. فقط من و حلما ک خواهر حسام خره میشه دخترای فامیل هستیم و بقیه پسرن…این حسام هم یه مار هفت خطیه… ۲۴ سالشه و سال پیش دانشگاهشو تموم کرده…اونقد ازش بدم می یاد… یه روز هم نشده ک ما کنار هم باشیم و کلکل نکنیم…مامان راس میگه همیشه من سر به سرش می‌زارم…چیکار کنم هر وقت اونو می‌بینم کودک درونم فعال میشه …

دانلود رمان دانشجوی دلبر من pdf از محدثه

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،استاد دانشجویی،طنز،همخونه ای

خلاصه رمان دانشجوی دلبر من

من ایسانم یه دختر خیلی خوشگل (خودشیفته هم خودتونید) موهام بلند و رنگ شدس. چشای ابی رنگی دارم.

لبام کوچیک و قلوه‌ایه و بینیم هم تناسب با صورتمه… تک فرزندم و ۱۹ سالمه و دانشجوی معماریم…

کلا جونای فامیل رشتشون معماریه. فقط من و حلما ک خواهر حسام خره میشه دخترای فامیل هستیم و بقیه پسرن…

این حسام هم یه مار هفت خطیه… ۲۴ سالشه و سال پیش دانشگاهشو تموم کرده…

اونقد ازش بدم می یاد… یه روز هم نشده ک ما کنار هم باشیم و کلکل نکنیم…

مامان راس میگه همیشه من سر به سرش می‌زارم…

چیکار کنم هر وقت اونو می‌بینم کودک درونم فعال میشه …

قسمتی از رمان

با صدای کوبیده شدن در توسط یه وحشی امازونی از خوابم بیدار شدم. خوب شد امروز پنجشنبه بود و کلاس نداشتم.

حلما: خره چرا درو بستی. خمیازه‌ای کشیدم و گفتم: من: چی شده الاغ جان… چرا نمی‌زاری بخوابم.

حلما: الاغ جان عمه نداشتته… بیا صبحونه بخور. من: عمه من عمه تو هم هس. چیزی نگفت…

حتما رفته. خواستم از جام بلند شم ک با یاد اتفاقات دیشب تو جام میخکوب شدم. خدا من چطور با حسام روبرو شم؟؟؟

نه من پایین نمیرم. از جام بلند شدم. تو اتاق قدم رو می‌رفتم هی با انگشتای دستم بازی می‌کردم‌.

در باز صدا شد و صدای دلنشین زن عمو اومد. زن عمو: ایسان جان چیشده؟

دخترم بیا صبحونه. با هول گفتم: من: هی.. هیچی زن عمو شما برید.. ال… الان منم می‌یام. زن عمو: باشه عزیزم.

نمی‌شد ک خودمو برای همیشه تو اتاق حبس کنم. بالاخره باید باهاش روبرو می‌شدم چه دیر چه زود.

موهامو درست کردم و شالمو تو سرم انداختم ک نگاهم به کبودی روی گردنم افتاد.

با حرص کل گردنمو پوشوندمگ از اتاق بیرون اومدم و پایین اومدم. همه سر میز بودن به جز حسام.

صبح بخیر گفتم ک همه به جز حلما با خوشرویی بهم جواب دادن. پشت میز نشستم و

شروع به خوردن کردم ک حسام هم پایین اومد و به همه “صبح بخیری” گفت و جوابشو شنید اما من چیزی نگفتم.

اومد روبروم نشست ک اخمی کردم… نگاهاش یجورایی خاص بود

 

قیمت46000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.3 / 5. تعداد رای : 457

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین