آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان در مسیر بهار pdf از آسیه علی کرم
مشخصات رمان
  • نام رمان
    در مسیر بهار
  • ژانر
    عاشقانه،ازدواج اجباری
  • نویسنده
    آسیه علی کرم
  • صفحات
    6072
خلاصه رمان
بهار، دختر تنهایی که بعد از مرگ عموش تو رأس یه مثلت عشقی بین دو برادر قرار می‌گیره و بعد از ازدواج اجباریش و عشقی که به دلش راه پیدا می‌کنه، متوجه زوایای تاریک زندگی همسرش می‌شه. مردی که یه مشکل روانی داره. مردی که بعد از ازدواجش، همسر جوون و عاشقش رو زندانی می‌کنه تا همیشه مال خودش باشه و اجازه نمیده هیچ مردی به عشقش نزدیک بشه، حتی برادر خودش...

دانلود رمان در مسیر بهار pdf از آسیه علی کرم

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،ازدواج اجباری

خلاصه رمان در مسیر بهار

بهار، دختر تنهایی که بعد از مرگ عموش تو رأس یه مثلت عشقی

بین دو برادر قرار می‌گیره و بعد از ازدواج اجباریش و عشقی

که به دلش راه پیدا می‌کنه، متوجه زوایای تاریک زندگی همسرش می‌شه.

مردی که یه مشکل روانی داره.

مردی که بعد از ازدواجش، همسر جوون و عاشقش رو زندانی می‌کنه

تا همیشه مال خودش باشه و اجازه نمی‌ده

هیچ مردی به عشقش نزدیک بشه، حتی برادر خودش!

قسمتی از رمان

روی مبل نشستم به سالن به هم ریخته نگاه می‌کردم که زن عمو وارد سالن شد.

به اتاقش رفت و با یه چادر سیاه برگشت. در حالی که چادر به سر می‌کرد

به من نگاه کرد. _خونه رو مرتب کن، الان میام.‌ زیر لب چشمی گفتم

و پیچ و تابی به بدنم دادم زن عمو رفت و من مشغول شدم.

همه کارها رو انجام دادم شام گذاشتم. باقالی پلو، غذایی که

حامد خیلی دوست داشت از همه توانم استفاده کردم که

خیلی خوشمزه بشه. تو که از دستش دلخوری، پس چرا به فکرشی؟

اهمیتی به ندای شیطانی درونم ندادم این غذا باید بی نقص میشد.

از پنجره آشپزخونه نگاهم به حیاط افتاد. در تا نیمه باز بود.

یعنی زن عمو در رو نبسته بود؟ شاید هم برگشته، شاید هم یکی از پسرها

به خونه اومده. با فکر به پسر عموهام روسری دور گردنم رو بالا کشیدم.

به طرف در راهرو رفتم با دقت و از زاویه جدید در نیمه باز رو وارسی کردم

چادر سیاه و گل برجسته زن عمو رو شناختم خیالم راحت شد

حتماً با یکی از همسایه ها هم کلام شده بود. شیطنتم گل کرد

به سمت آیفون رفتم بی صدا گوشی رو برداشتم.

دستم رو جلوی دهنی گوشی گرفتم تا صدایی بیرون نره صدای

همسایه ته کوچه می اومد. _بازم خدا خیرت بده زرین خانوم!

این دختر که کسی رو نداره. حالا صدای زن دیگه ای می‌اومد

قیمت 48000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 479

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • پگ
    16 اسفند 1404 | 23:19

    شش هزار صفحه بی خود وقت تلف کردن بود.
    واقعا تو ذوقم خورد.
    چرا خشونت علیه زن عادی سازی شده بود؟؟؟؟

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین