آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان رخ زبرجد pdf از سیلوا
مشخصات رمان
  • نام رمان
    رخ زبرجد
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی
  • نویسنده
    سیلوا
  • صفحات
    1557
خلاصه رمان

روابطی مبهم و فراتر از حد تصور، قتل‌هایی بدون قاتل، دخترانی زنده به گور شده، مردانی مرده بدون جسد،


جنین‌های به دنیا نیامده و عشقی که بین دو وارث قدرتمند شکل می‌گیرد نباید به ثمر بنشیند نهالی است که


نباید پا بگیرد. دختری بدون حامی، زخم خورده، به حکم آب و مردی با چشمانی زبرجدی و قلبی پر از کینه


به حکم آتشی سوزان چه می‌شود اگر آب، آرام جان آتش شود؟

دانلود رمان رخ زبرجد pdf از سیلوا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان رخ زبرجد

روابطی مبهم و فراتر از حد تصور، قتل‌هایی بدون قاتل، دخترانی زنده به گور شده، مردانی مرده بدون جسد، جنین‌های به دنیا نیامده و

عشقی که بین دو وارث قدرتمند شکل می‌گیرد نباید به ثمر بنشیند نهالی است که نباید پا بگیرد.

دختری بدون حامی، زخم خورده، به حکم آب و مردی با چشمانی زبرجدی و قلبی پر از کینه

به حکم آتشی سوزان چه می‌شود اگر آب، آرام جان آتش شود؟

قسمتی از رمان

موی لَخت تلما را به سختی پشت سرش بوکله می بندم و تا می توانم، گیره مویی به آن میزنم.

پاکان از پشت سرم رد می شود و بوسه ای روی سرم می نشاند. «رنگت پریده چرا بچه؟» گیره ی مشکی را از بین دندان هایم بیرون می کشم

و آن را به قسمتی که با دست دیگرم نگاه داشته ام، میزنم.

«من خوبم. خوش گذشت ماه عسل؟» می خندد و کنار من می ایستد. برسی از جلوی آینه برمی دارد و

روی موهایش میکشد و پاسخ می دهد:«بله پس چی! جای تو خالی بود فقط!» به پهلویش میزنم و میگویم:

«سر خر می خواستی ببندی به باربند ماشینت؟» پاکان میخندد و تلما تشر میرود: «آدم باش!»

گیره ی آخر را میزنم و میگویم: «آدم نمیتونه حرف حق بزنه مادر من؟» رو به جلو خم می شود و فرچه ی رژ گونه را روی گونه اش می کشد.

احتمالا برای عوض کردن بحث است که می گوید: «سفته ها رو پس گرفتی؟» روی تخت مینشینم و پاهایم را تکان می دهم.

«آره. مال شما رو هم گذاشتم روی میز. اون پاکت سفیده س پاکان.»

صدایش وقتی سویم گام برمی دارد را می شنوم: «متاسفم که…» روی تخت می نشیند و می چرخم سویش.

«دلیلی واسه تأسف خوردنت نمیبینم پاکان. تو خیلی بیشتر از اونچه که یه پدر برای بچه ش میکنه، برای من کردی.

وقتش بود رو پای خودم بایستم.» ابرو در هم میکشد…

 

قیمت47000

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.3 / 5. تعداد رای : 190

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین