آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان رز خاکستری pdf از فاطمه زهرا ربیعی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    رز خاکستری
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    فاطمه زهرا ربیعی
  • صفحات
    1104
خلاصه رمان

فردین خواننده‌ی معروف، به اجبار از عشقش افسون جدا می‌شود و با دخترعمویش ازدواج می‌کند.


اما بعد از گذشت ۲ سال، هنوز دیوانه‌وار عاشق افسون است و بعد از ازدواجش هر چه دنبالش می‌گردد پیدایش


نمی‌کند.از طرفی، افسون که زیر فشار اعتیاد پدرش و فقر کمر خم کرده و برای حفظ زندگی برادرش دست و پا


می‌زند..از کارش بیکار می‌شود و وقتی دنبال کار می‌گردد به طور اتفاقی پا به هتل فردین می‌گذارد.

دانلود رمان رز خاکستری از فاطمه زهرا ربیعی pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان رز خاکستری

فردین خواننده‌ی معروف، به اجبار از عشقش افسون جدا می‌شود و با دخترعمویش ازدواج می‌کند.

اما بعد از گذشت ۲ سال، هنوز دیوانه‌وار عاشق افسون است و بعد از ازدواجش هر چه دنبالش می‌گردد پیدایش نمی‌کند.

از طرفی، افسون که زیر فشار اعتیاد پدرش و فقر کمر خم کرده و برای حفظ زندگی برادرش دست و پا می‌زند

از کارش بیکار می‌شود و وقتی دنبال کار می‌گردد به طور اتفاقی پا به هتل فردین می‌گذارد.

قسمتی از رمان

کلید را در قفل چرخاند و وارد شد. صدای بسته شدن در پشت سرش نیامد و مگر مهم بود؟

کتش را روی اپن پرت کرد و به سمت بار کوچک گوشه ی هال رفت.

شیشه ی قرمز رنگ را برداشت و تن پردردش را روی کاناپه رها کرد.

چشمانش میخ نقره فامهای رو به رویش شد و صدایش گرفته بود انگار: _پیش مامان بودم.

کمر از پشتی کاناپه جدا کرد و شیشه ی حاوی آن ماده ی دوست داشتنی را به دست گرفت.

_حالش فرقی نکرده. براش حرف می زنم، اشک می ریزه. براش می خونم،

اشک می ریزه. برای می خندم، اشک می ریزه. براش اشک می ریزم، اشک می ریزه…اشک می ریزه، اشک می ریزه.

قطره اشکی از گوشه ی چشمش چکید و بریده بود دیگر.

_متنفرم از هرچی اشکه، از هرچی بغضه، از هرچی حسرته، از هرچی نبودنه…

صدایش رو به افول رفت و شیشه را به لبانش نزدیک کرد و شاید این ماده ی قرمز رنگ آرامش کند…شاید!

نوشید و ته گلویش سوخت و دهانش مزهی زهرمار گرفت؛ مزه ی زندگی اش.

_چرا الان نیستی پیشم؟ چرا نیستی که دست بکشی میون موهام و صدات آرامش بشه واسه این مرد پر درد.

حسرت آتش شد و شعله کشید میان جانش و سوزاند تمام تار و پودش را.

صدایش در گلو شکست و تیزی این شکسته ها گلویش را خراش داد:

_می خوامت دختر. می خوامت چشم آهوی من. می خوامت تو این حال بدم که

نبودنت بدترش می کنه و لعنت به منی که خودم درد نبودنت و گذاشتم رو این دل بی صاحاب.

شیشه را بار دیگر بالا رفت و سوزش معده اش هم به سوزش گلویش اضافه شد.

معده ی خالی اش هم انگار شاکی شده بود از این حجم دردی که هر شب میکشید و عادت نمیکرد. عادت نمیکرد به این حال بد زرین بانویش.

عادت نمیکرد به نبودن چشم آهویش. عادت نمیکرد و هر شب دردش را بیتحملتر، تحمل میکرد.

 

قیمت41000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.4 / 5. تعداد رای : 220

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
فهرست نویسندگان
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین