آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان شب یلدا pdf از ساناز زینعلی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    شب یلدا
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ساناز زینعلی
  • صفحات
    298
خلاصه رمان
پرهام پس از جدایی پدر و مادر از هم، به دنبال پدر راهی اتریش می شود تا ادامه تحصیل دهد و برگردد اما گرفتاری هایی که برایش پیش آمده راه برگشتش را بسته است. یلدا دختر خاله ی آرام و درونگرایی که از کودکی شاهد گریه و تنهایی خاله و دختر خاله اش دنیا بوده، از همان کودکی درگیر رویا پردازی برای پسر خاله ای می شود که دوازده سال از او بزرگتر است. پس از سالها، یلدا برای المپیاد ریاضی راهی آلمان می شود و آنجا پرهام به دیدارش رفته و …
لینک های دانلود

دانلود رمان شب یلدا pdf از ساناز زینعلی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان شب یلدا

پرهام پس از جدایی پدر و مادر از هم، به دنبال پدر راهی اتریش می شود تا ادامه تحصیل دهد و

برگردد اما گرفتاری هایی که برایش پیش آمده راه برگشتش را بسته است.

یلدا دختر خاله ی آرام و درونگرایی که از کودکی شاهد گریه و تنهایی خاله و دختر خاله اش دنیا بوده

از همان کودکی درگیر رویا پردازی برای پسر خاله ای می شود که دوازده سال از او بزرگتر است.

پس از سالها، یلدا برای المپیاد ریاضی راهی آلمان می شود و آنجا پرهام به دیدارش رفته و …

قسمتی از رمان

از خانم عظیمی تشکر کرد و در را بست. به در تکیه زد و لبخند زد.

نه لبخندی از شوق؛ که از شوک. باور نمی کرد پرهام برای دیدن او آمده باشد.

سعی کرد خود را آرام نگه دارد اما نمی شد. ضربان قلبش شدت یافته بود و

صورت گلگون هویدا کننده درون پر تشویشش بود. در آینه نگاهی به خود کرد و گفت :

چت شده دختر؟! مگه غول دیدی؟! آروم باش.

لبه ی تختش نشست. فکرش پر کشید و جایی بین امروز و دیروز گیر افتاد.

در اتاق پرهام. در منزل خاله. بین گریه و زاری های خاله ناهید که دل تنگ پسرش بود و

غم دار خیانت شوهرش. جایی که خاله ناهید اشک می ریخت و نفرین می کرد

زنی را که هم همسرش را از او گرفته بود و هم تنها پسرش را . نفرین های خاله

در گوشش زنگ می زد که مادرش قند توی لیوان را تند تند هم زد و به دستش داد و گفت:

ناهید بخور تو رو خدا. بابا شاید رفته مسافرت. شاد اونجا دوستی آشنایی کسی

پیدا کرده باهاش سرگرمه. چرا این جوری می کنی آخه تو؟

ناهید به زحمت جرعه ای از آب قند را نوشید و گفت: سابقه نداشت فرزانه.

می دونه من دل تو دلم نیست. یکی دو روز در میون به من زنگ می زد.

چه جوری خبرشو بگیرم؟ به کی بگم دردم چیه خدا؟

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2 / 5. تعداد رای : 322

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین