آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان فوگان pdf از نساء حسنوند 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    فوگان
  • ژانر
    عاشقانه،طنز
  • نویسنده
    نساء حسنوند 
  • صفحات
    2490
خلاصه رمان
برفین دختری یاغی و سرکش که از همون بچگی نافش رو با خلاف و دل و دزدی بریدن و حالا دقیقا چند روز بعد از آزادیش از زندان به خاطر جور کردن پول برای خانواده‌ش مسئولیت جابه جایی مقدار زیادی مواد مخدر رو قبول و از شانس خوب یا بدش دزد به دزد میزنه و مواد هارو  گم میکنه. حالا اون مونده و یه لشکر آدم قالتاق تر از خودش که تشنه‌ی خونشن تا اینکه.....

دانلود رمان فوگان pdf از نساء حسنوند 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،طنز

خلاصه رمان فوگان

برفین دختری یاغی و سرکش که از همون بچگی نافش رو با خلاف و دل و دزدی بریدن و

حالا دقیقا چند روز بعد از آزادیش از زندان به خاطر جور کردن پول برای خانواده‌ش

مسئولیت جابه جایی مقدار زیادی مواد مخدر رو قبول و از شانس خوب یا بدش دزد به دزد میزنه و

مواد هارو  گم میکنه. حالا اون مونده و یه لشکر آدم قالتاق تر از خودش که تشنه‌ی خونشن تا اینکه…..

قسمتی از رمان

اطرافم نیمه‌روشن بود و کم‌نور؛ هیچ‌چیز جز همان راهرویی که در آن قرار داشتم وجود نداشت!

نفس‌های تندم را پشت لب‌های بسته‌ام خفه کردم تا صدایشان را بشنوم

آوای سهمگین کوبیده شدن پاهایشان روی زمین و دور شدن صدا… خدایا نجات پیدا کردم.

نفس حبس‌شده‌ام را بیرون دادم و زیر لب زمزمه کردم: خیلی نوکرم اوس‌کریم… — تو کی هستی؟

اینجا چی می‌خوای؟ صدای شکرگزاری‌ام هنوز منعکس نشده بود که وحشتِ این نجوای مردانه در جانم پیچید.

تیز و بز به خود جنبیدم و با زدن ضامن چاقویم چرخیدم؛ با یک گام به سمت قامت بلند و

مردانه‌ای که پشت سرم سایه انداخته بود جهیدم و خفتش را گرفتم. آن‌قدر سریع و

حرفه‌ای در کسری از ثانیه پخش زمینش کردم و چاقویم را بیخ شاهرگش گذاشتم

که توان هیچ دفاعی از خود را نداشته باشد. تهدیدوار فشار دستم را بالا بردم و زمزمه کردم: هیس…

صدات دربیاد نفستو می‌بُرم. زانوهایم روی قفسه سینه‌اش بود و چهره‌ی وحشت‌زده و

چشم‌های وق‌زده‌اش دقیقاً مقابل صورتم. ماندن در این وضعیت به صلاح نبود؛ اگر کسی از پشت می‌آمد؟! نکند تنها نباشد؟! —

کسی اینجاست باهات؟ راستشو بگو. زمزمه‌وار حرف می‌زدم و او صورتش از فشار دستم

ـ شاید هم از حرص ـ به کبودی می‌رفت. دو برابر من هیکل داشت و صورتش مردانه و پرابهت.

شاید اگر ترس از دست دادن شاهرگش نبود، دست و پایم را به هم گره می‌زد، ولی حالا…

خیره به چشمان عمیق و سیاهش منتظر کلامی بودم که نطق کند.

— وا کن این دهن صاب‌مُردتو تا جرش ندادم! چرا خفه‌خون گرفتی؟!

قیمت47000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 568

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین