
بعد از رفتن مامان بابا خیلی تنها شدم،شاید همین باعث شد پای غریبه ها رو به خونم باز کنم همونایی که برای اموالم دندون تیز کرده بودن و برای رسیدن به اون میراث،بهم تهمت دیوونگی زدن ولی من قرار نیست همیشه توی اون دیوونه خونه بمونم و بزارم اونا با پولای من برای خودشون خوش باشن اونا رو ذره ذره نابود میکنم باید بدونن از یه دیوونه چه کارایی برمیاد...
دانلود رمان ماهزده pdf از محدثه رمضانی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی
خلاصه رمان ماهزده
بعد از رفتن مامان بابا خیلی تنها شدم،شاید همین باعث شد پای
غریبه ها رو به خونم باز کنم همونایی که برای اموالم دندون تیز
کرده بودن و برای رسیدن به اون میراث،بهم تهمت دیوونگی
زدن ولی من قرار نیست همیشه توی اون دیوونه خونه بمونم و
بزارم اونا با پولای من برای خودشون
خوش باشن اونا رو ذره ذره نابود میکنم باید بدونن از یه
دیوونه چه کارایی برمیاد…
قسمتی از رمان
از قاب فلزی و سبز رنگ پنجره خیره ماه بود . نیمه ماه بود و
قرص ماه کامل
-بیا قرصت رو آوردم
صدای خسته پرستار هم نتوانسته بود نوسانی در مردمک های
به ماه دوخته شده اش ایجاد کند.
-با توام!… نمی شنوی؟
پرستار کلافه از لجبازی های دخترک جلو رفت و دست روی
شانه اش گذاشت و با اعمال فشاری او را به سمت خود برگرداند
و قرص را به دستش داد.
بی حرف قرص را در دهان گذاشت و لیوان آب را سر کشید.
-برو دراز بکش بخواب… دفعه دیگه که اومدم تو تختت باشی.
بدون اینکه منتظر جوابی از جانب دخترک رنگ پریده مقابلش
باشد روی پاشنه پا چرخید و از اتاق بیرون رفت.
قرص را از زیر زبانش بیرون کشید و در گلدان شمعدانی لبه
پنجره در کنار باقی قرص ها خاک کرد و
دوباره به تیله نقره ای رنگ شناور دریای شب چشم دوخت.
-تو که هنوز اونجا وایستادی! مگه نگفتم دراز بکش، ای بابا.
با قدم های بلندی خودش را به اون رساند و بازوی نحیفش را
چنگ زد و به سمت تخت کشید.
-هر حرفی چندبار باید بگم که برات جا بیافته؟
سوال پر حرص پرستار هم تغییری در چهره تماما بی حس
دخترک ایجاد نکرد
با رسیدن به تخت بازویش را رها کرد و به تخت اشاره زد.
-یالا دراز بکشید..
قیمت 48000
[purchase_link id=”39331″]




















سلام چرا لينك دانلود نداره؟