آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نیمه سوخته pdf از روشنک امیری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نیمه سوخته
  • ژانر
    عاشقانه،درام،اجتماعی
  • نویسنده
    روشنک امیری
  • صفحات
    310
لینک های دانلود

دانلود رمان نیمه سوخته pdf از روشنک امیری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه،درام،اجتماعی

خلاصه رمان نیمه سوخته

داستان درباره‌ی بصیرا حاجی زاده، دختر سی و یک ساله‌ای است که به عنوان پرستار در یکی از بیمارستان‌های تهران مشغول به کار است

و به دلیل عقاید متفاوتی که با خانواده‌اش دارد، به طور مستقل از آن‌ها در خانه‌ی خودش زندگی می‌کند. بصیرا زندگی ساده و روزمره‌ای دارد

که از آن راضی است ولی این سادگی و تکرار روزمرگی‌هایش با ورود فرد جدیدی به زندگی‌اش که او مسئول مراقبت از وی به هنگام

بستری بودنش در بیمارستان است، دستخوش تغییرات و دگرگونی‌های زیادی می‌شود…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان دلبر حاجی

دانلود رمان بیوه برادرم

 

بخشی از رمان

به خاطر ترافیک سنگینی که زیاد پیش میآمد در این ساعت از روز من را در این چهار

راه مجبور به انتظار کند، ماشین را خاموش کردم و به طور کامل به پشتی صندلیام

تکیه دادم. با آنکه تا یک ساعت پیش خوب خوابیده بودم و برای امشب که در

بیمارستان شیفت داشتم آماده بودم، نگاه کردن به دو رانندهای که بیست متر جلوتر راه

خیابان باریک را با دعوایشان بر سر تصادفی که کرده بودند، سد کرده بودند باعث شد

خمیازهای از کسالت بکشم. داستان این خیابان باریک و پر تردد اغلب به این صورت بود

که دو رانندهی عصبی و عجول با هم تصادف کنند و سپس از ماشینهایشان پیاده

بشوند و آنقدر با دعوا بر سر و بدن همدیگر مشت و لگد بزنند تا بقیهی مردم آنها را

رمان نیمه سوخته روشنک امیری

از هم جدا کنند و منتظر بمانند افسر پلیس برسد تا آنها را جریمه کند و مجبورشان

کند ماشینهایشان را به گوشهی خیابان ببرند تا بقیهی ماشینها دست از بوق زدن

بردارند و از آن خیابان طلسم شده گذر کنند .

سرم را با افسوس به طرفین تکان دادم و در حالیکه دستانم را از روی فرمان ماشینم برمیداشتم، گفتم:

-کسایی که دنبال دعوا میگردن، همیشه برای آروم شدن نیازمند کمک بقیهاند. واقعاً

تاسف برانگیزه…

سرم را پایین بردم و چشم بستم. برای آنکه حواسم را از آنها پرت کنم، به تمام

آنچه به تازگی در زندگی خودم گذشت، فکر کردم. فکرم به اتفاق خوبی که در شش

ماه گذشته افتاد کشیده شد. در اولین شنبهی آبان ماه، طبق تصمیم مدیریت

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 7

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • تنها
    12 مرداد 1402 | 17:25

    جالب بود

  • kimia
    30 آذر 1401 | 17:16

    این یه اثر فوق العاده هستش با نگرش های جدید و پنجره های متفاوت که حقیقت رو به یه شیوه دیگه به ما نشون میده

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین