آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان چترهای وارونه pdf از لیلا غلطانی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    چترهای وارونه
  • ژانر
    عاشقانه،درام،اجتماعی
  • نویسنده
    لیلا غلطانی
  • صفحات
    1185
لینک های دانلود

دانلود رمان چترهای وارونه pdf از لیلا غلطانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان : عاشقانه،درام،اجتماعی

خلاصه رمان چترهای وارونه

همه چیز از یک مزاحمت تلفنی که جنبه ی تفریح و سرگرمی داشت شروع شد.

پسری خوشگذران که در پی رابطه های آنچنانی با دختران است و دخترکی ساده از خانواده ای بشدت مذهبی که از همه چیز منع شده و

در شرف ازدواجی سنتی است اما … رابطه ها درهم می پیچد تا به اجبار یک زندگی شکل گیرد فارغ از عشق احساس…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان عروسک ارباب

دانلود رمان بیوه برادرم

 

قسمتی از رمان

 

سه ماه تعطیلی به سرعت برق و باد گذشته و مهر شروع شده بود دوباره فصل خوش پاییز رسیده بود و کلاس های شیفت

بعدازظهر مدرسه ی راهنمایی منطقه ی متوسط و شاید فقیر نشین حومه ی تهران.

اولین روز مهر شور و شوق خاصی در مدرسه حاکم بود بچه ها بعد از تقریبا سه ماه تعطیلی باز همدیگر را دیده بودند، البته سه

ماه هم که نبود امتحانات ثلث سوم تقریبا تا نیمهی تیر کشیده شده بود و تعطیلات تابستانی بچه ها را کمتر کرده بود روزهای

خوش تعطیل تقریبا دو ماه و نیم شده بود و تا سر بجنبانیم با سرعت هر چه تمامتر پیش رفته به اخر رسیده و مهر شروع شده بود.

بیشتر بچه های مدرسه همان بچه های سال قبل و کلاس اول راهنمایی خودمان بودند و آشنا. عده ای خوشحال و بعضی ها

بی حوصله بودند.

رمان چترهای وارونه لیلا غلطانی

حرف زیادی بهم داشتند و بالطبع ساکت کردنشان خیلی سخت بود، مبصر کلاس ما هنوز انتخاب نشده بود برای همین کلاس

کاملا شلوغ بود و از هر طرف کلاس صداها بلند بود، زمزمه، پچپچ، بلند حرف زدن، تعریف خاطرات …

خانم شمشیری ناظم مان با خط کش چوبی قطوری در دست وارد کلاس شد. زن سختگیری بود و همه ی بچه ها از او حساب

می بردند همه از ترس ساکت شدند و کلاس در سکوتی محض فرو رفت. خانم شمشیری با اخم همیشگی اش چشم در کلاس

گرداند و به من که بخاطر هیکل درشتم مجبور شده بودم آخر کلاس و پشت سر بقیه ی بچه ها بنشینم، رسید:

– بیا اینجا ببینم.

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 5

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
فهرست نویسندگان
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین