آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان من خواب بودم pdf از نرگس نجمی 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    من خواب بودم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    نرگس نجمی
  • صفحات
    1105
خلاصه رمان
 نجوا دختری از جنس غم و تنهایی می‌خواهـد زندگی را، زندگی کند ولی هر لحظه به بن‌بست می‌خورد؛ بن‌بست‌هایی که آرکا آنها را باز می‌کند و کم‌کم عشقی جوانه می‌زند! اما در پس این عشق، سایه‌ی زنی نشسته که تاریکی را در قلب نجـوا می‌کارد و آنقدر این جوانه بزرگ می‌شود که تمام اعتمادش از بین می‌رود. آرکا فریاد می‌زند دروغ است و نجوا گوش‌هایش را می‌بندد، سوء تفاهمی به بزرگی نابودی عشق، آنهـا را از هم جدا می‌کند ...
لینک های دانلود

دانلود رمان من خواب بودم pdf از نرگس نجمی  

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  

ژانر رمان: عاشقانه  

خلاصه رمان من خواب بودم 

جوا دختری از جنس غم و تنهایی می‌خواهـد زندگی را، زندگی کند ولی هر لحظه به بن‌بست می‌خورد؛ بن‌بست‌هایی که آرکا آنها را باز می‌کند و کم‌کم عشقی جوانه می‌زند! اما در پس این عشق، سایه‌ی زنی نشسته که تاریکی را در قلب نجـوا می‌کارد و آنقدر این جوانه بزرگ می‌شود که تمام اعتمادش از بین می‌رود. آرکا فریاد می‌زند دروغ است و نجوا گوش‌هایش را می‌بندد، سوء تفاهمی به بزرگی نابودی عشق، آنهـا را از هم جدا می‌کند ..

قسمتی از متن رمان

وارد آشپـزخانه شدم و در یخچال را باز کردم. برهوت بود و از سرما و زمهریر خالی بودنش لرزیدم. خم شدم و تمام طبقات را نگاه کردم. یک شیشه شیر و یک سیب که نیمی از آن گندیده بود، مثل یک حجم منفور در چشم‌هایم فرو رفت. در را بستم و هم‌زمان با در، چشم‌هایم بسته شد.دستم را به یخچال تکیه دادم و نفس عمیق کشیدم تا بغض گلوگیرم پایین برود. به سمت تنها کابینت دیواری رفتم و بازش کردم، قرص‌های بابا را برداشتم و از آشپزخانه بیرون رفتم. جلوی در اتاق ایستادم و به چشم‌های بابا که بسته شده بود نگاه کردم و لبم را گزیدم. -بمیرم برات که گرسنه خوابیدی. قطره اشکی که می‌رفت روی گونه‌ام بنشیند را پاک کردم و جلو رفتم. شیشـه‌ی قرص را کنار تشک کهنه‌اش گذاشتم و پرده‌ی تور سفید را کنار زدم‌ و پنجره را بستم.

کنار تشـکش نشستم و به پلک‌های بسته‌اش خیره ماندم. هر‌بار همین بود، هر بار که از دیالیز بر‌می‌گشتیم تمام جانش کشیده می‌شد و پیش از این‌که بتوانم چیزی برای خوردن پیدا کنم به خواب می‌رفت. دستم را روی موهای کم‌پشت و سفیـدش کشیدم. پلک‌هایش آرام تکان خورد، اما مگر دست خودم بود نوازشش؟ دستم را روی گونه‌ام کشیدم و تری اشک را با سر انگشت‌هایم حس کردم. اگر پلک باز می‌کرد و مرا به این حال می‌دید دیگر نمی‌توانستم آرامش کنم. پارچ استیل را برداشتم و لیوانش را پر از آب کردم و بلند شدم.پتوی آبی زمخـت را باز کردم و لبه‌اش را که در اثر کهنگی یا ریش ریش شده بود و یا زبر، تا زدم تا صورتش را آزار ندهد. پتو را آرام رویش انداختم و از اتاق بیرون رفتم. وارد هال شدم و همـان‌جا کنار دیوار نشستم و چشم دوختم به تلویزیون بیست و یک اینچ قدیمی که خاموش بود، که اگر خاموش هم نبود صدایش در نمی‌آمد. تصویر تک لامپ وسط سقف روی شیـشه‌ی تلویزیون افتاده بود. سرم را به دیوار تکیه دادم تا تصویر واقعی این منبع نور کم‌رنگ را ببینم.

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 672

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین