آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان خط خورده pdf از مهسا زهیری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    خط خورده
  • ژانر
    معمایی،مافیایی،عاشقانه
  • نویسنده
    مهسا زهیری
  • صفحات
    546
لینک های دانلود

دانلود رمان خط خورده pdf از مهسا زهیری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان : معمایی،مافیایی،عاشقانه

خلاصه رمان خط خورده

کمند همراه مادر میان سالش زندگی میکنه و از یه نشکل ظاهری رنج میبره که گاهی اوقات باعث گوشه گیریش میشه.

با خیال پیدا کردن کتری که آرزوی خودش و مادرشه ، پا به یک کمپانی فرشبافی میذاره تا به عنوان طراح مصاحبه بشه

اما بنا به دلایلی نمیتونه و مجبور میشه برای دست خالی برنگشتن پیشنهاد کار دیگه ای رو قبول کنه و

این کار پاش رو به ماجراهایی باز میکنه که حتی تصورش رو نمیکرد.

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان طهران لاله زار

 

فسمتی از رمان

نی رو توی بسته ی شیرکاکائو فرو کردم و کیک صبحانه رو روی میز کوچیک آشپزخونه گذاشتم. پشت میز نشستم و با اولین قُلپ،

سرما به تنم نشست. صدای حرکت مامان از بیرون آشپزخونه به گوشم خورد. نگاهش کردم که این طرف میومد. برق رو روشن کرد و گفت:

بیدار شدی؟ «اهوم» گفتم. سمت چای ساز رفت و دوباره گفت: بذار برات چایی دم کنم. -نمیخواد همین خوبه.

– پس بده گرمش کنم. – خوبه ولش کن. مامان برگشت و از همونجا نگاهم کرد.

با لباس های راحت خواب و صورت نامطمئن. دیروز که خبر استخدامم رو داده بودم، زیاد باورش نشده بود.

همین حالا هم مشکوک نگاه می کرد. پرسید: راستی راستی داری میری سر کار؟ -به من اینطوری گفتند.

«از همین فردا». – ایشالا خیر باشه. یه قلپ دیگه خوردم. گفت: ناهار چی؟ – حتماً بوفه ای، رستورانی، چیزی دارند.

رمان خط خورده مهسا زهیری

– دور از شهره، مراقب باش. بپرس ببین سرویس دارند. – میپرسم خیلی هم دور نیست. مامان نفس عمیقی کشید و

بالاخره بعد از یه روز لبخند زد. یه لبخند آرامش بخش روی صورت تپل و گردش که توی قاب موهای کوتاه رنگ شده اش بود.

جلوتر اومد و دستی روی موهای بلند و لخت من کشید. بسته ای خالی کیک رو از جلوم برمی داشت، تاکید کرد:

پس از حواست رو بده به کارت، طرح های بعدیت بهتر بشه. سر تکون دادم. هنوز خیال می کرد با سِمَت طراح استخدام شدم.

دلم نیومده بود بگم چه اتفاقی افتاده. مهم حقوق و کار بود و نزدیک شدن به شرکتی که می خواستم…

 

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.7 / 5. تعداد رای : 10

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • مائده
    19 فروردین 1405 | 13:47

    سلام و وقت بخیر ببخشید لینک دانلود این رمان کار نمیکنه میشه لطفا پیگیری کنید

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین