آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آصلان از مائده قریشی pdf
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آصلان
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی،اجتماعی
  • نویسنده
    مائده قریشی
  • صفحات
    2462
خلاصه رمان

یک آتش سوزی بزرگ درست بعد از جدایی دو معشوق... مردی که چشمانش از جنس یخ های آلاسکا هستند و


وجودش طعنه به سنگ سخت می زند... دختری که در مردمک هایش زندگی بیداد می کند و آرامش ...


طعم خیانت معشوق، توانایی دل کندن ندارد... هیچ کس نمی داند که آخر قصه ی عشق پر دردسرشان به کجا کشیده می شود...


جز دخترکی که امید دارد یه روز ققنوس شدن؟؟

دانلود رمان آصلان از مائده قریشی pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،معمایی،اجتماعی

خلاصه رمان آصلان

یک آتش سوزی بزرگ درست بعد از جدایی دو معشوق… مردی که چشمانش از جنس یخ های آلاسکا هستند و

وجودش طعنه به سنگ سخت می زند… دختری که در مردمک هایش زندگی بیداد می کند و آرامش …

طعم خیانت معشوق، توانایی دل کندن ندارد… هیچ کس نمی داند که آخر قصه ی عشق پر دردسرشان به کجا کشیده می شود…

جز دخترکی که امید دارد یه روز ققنوس شدن؟؟

قسمتی از رمان

خوبم عزیزم، چیز خاصی نیست!

مشخص بود که داره دروغ می گه؛

دلش نمی خواست صحبت کنه و من هم اصرار نکردم علی رقم اینکه میل داشتم بدونم چی شده تا در صورت توان کمکش کنم!

-اگر کمکی خواستی می تونی روی من حساب کنی!

به گفتن همین جمله بسنده کردم و کاش که ایرانیا هم توی فرهنگ لغتشون کلمه ای به اسم تعارف نداشتن؛

اون وقت خیلی کارا راحت تر و بی دغدغه تر انجام می شدن!

بدون هیچ حس بدی!

سرش رو تکون می ده و دیگه چیزی نمی گه!

گوشیم می لرزه و نگاه من به اسم نقش بسته روی صفحه ی گوشی می چسبه!

تماس رو قبل از اینکه قطع بشه وصل می کنم و گوشی رو کنار گوشم قرار می دم!

از جام بلند می شم و همون طور که به سمت بیرون مغازه می رم با یه لبخند بزرگ به شخص پشت گوشی می گم:

-ســـلام بر عشق قشنگ من!

نفس نفس زدناش گوشم رو پر می کنه و بعد صدای دل نشینش رو می شنوم:

-سلام هویج خاله… خوبی؟

با شنیدن لقب هویجی که به من نسبت داد لبخند و اخمم با هم قاطی می شن و می گم:

-من عالی ام مرجان خانوم شما باز چرا نفسات رفته رو شماره؟

لب به گلایه باز می کنه:

-تو و اون نعیم من رو دیوونه کردین به خدا! از هفته ی پیش قرار بود بیاین این باغچه رو با هم سر و سامون بدیم!

تو که نیستی کلا، انگار یادت رفته یه خاله ی پیری هم داری، اون پسر هم که فقط دنبال این مشتریاش می گرده!

لبخندی روی لبم می شینه!

خاله ی ساده ی من!

-خاله جون بهشون می گن موکل، نه مشتری!

 

قیمت41000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.9 / 5. تعداد رای : 200

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین