آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان از عمق شب pdf از فاطمه اصغری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    از عمق شب
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی
  • نویسنده
    فاطمه اصغری
  • صفحات
    1209
خلاصه رمان
وقتی عدالت سیستم شکست می‌خورد، یک پسر خودش قاضی می‌شود...عطا، پسری که تمام زندگی‌اش زیر سایه‌ی رنج‌های مادرش افروز گذشته است، حالا: تک‌تک افراد دخیل در آن شب سیاه را پیدا می‌کند با طرحی حساب‌شده، آن‌ها را به دام عدالت شخصی می‌اندازد و در این راه، مرز بین قربانی و خونخوار را محو می‌کند"انتقام شیرین است... تا وقتی که بفهمی تو هم داری شبیه همان هیولاها می‌شوی...

دانلود رمان از عمق شب pdf از فاطمه اصغری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان از عمق شب 

وقتی عدالت سیستم شکست می‌خورد، یک پسر خودش قاضی می‌شود…عطا، پسری که تمام زندگی‌اش زیر سایه‌ی رنج‌های مادرش افروز گذشته است، حالا تک‌تک افراد دخیل در آن شب سیاه را پیدا می‌کند با طرحی حساب‌شده، آن‌ها را به دام عدالت شخصی می‌اندازد و در این راه، مرز بین قربانی و خونخوار را محو می‌کند”انتقام شیرین است… تا وقتی که بفهمی تو هم داری شبیه همان هیولاها می‌شوی…

قسمتی از متن رمان

هوا گرگ و میش بود .آسمان سمت چپش کم کم داشت روشن میشد اما به سمت راست که نگاه میکرد هنوز
تاریکی غالب بود .نور خورشید هنوز به روستایشان نرسیده بود .ضربان قلبش نسبت مستقیمی با پهن شدن
دامان خورشید در آسمان داشت .نباید ریسک میکرد . حالا که قدم اول را برداشته بود بازگشتش همه چیز را خراب و خراب تر از قبل میکرد.
چادری را از روی دوش رد کرده و طوری دور کمرش بسته بود که صورت بچه رو به آغوشش قرار
بگیرد و امکان افتادنش نباشد .انگشتانش از سرما کرخت شده بود .پاهای بچه را زیر دولای چادر برد و
دستش را دور او محکم کرد تا گرمش کند..تمام شب برف باریده بود و حالا با هر باد ،سرمای برف تا
عمق جانش نفوذ میکرد .موقع فرار چکمه های لاستیکی شکور را به پا کرده بود ،تا پاهایش در برف
خیس نشود و یخ نزند .اما خیسی برف ران پاهایش را آزرده بود .باید پاهایش را خیلی بالا میآورد تا بتواند
از میان برفی که بالای زانوهایش میرسید بگذرد .با شدت گرفتن لرزش تنش ،کت ارتشی اش را بیشتر به
سمت جلو کشید تا هم خودش و هم بچه را از این سرمای استخوان سوز حفظ کند .
از پشتِ شال بلندی که دور سرش پیچیده و پتوی کهنه ی بریده شده ای که روی سر و دوشش انداخته
بود ،فقط چشمانش پیدا بود…

قیمت47000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 661

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین