آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان غضنفر کله فروش pdf از ماهی_ر
مشخصات رمان
  • نام رمان
    غضنفر کله فروش
  • ژانر
    عاشقانه،طنز
  • نویسنده
    ماهی_ر
  • صفحات
    33
خلاصه رمان
همه‌چیز از یک روز بارانی شروع شد، روزی که دختر قصه دنبال یارش می‌گشت و نمی‌دانست لحظاتی دگر خدا برایش نشانه‌ای از او می‌فرستد.شاید در همان هنگام، دهن به دهن شدن با پسرک برایش جذاب بود؛ اما او که نمی‌دانست بعدها چه جنگ‌هایی انتظارش را می‌کشد و آن جنگ در حین سود داشتن باعث می‌شود که از کار چندین و چندساله‌اش اخراج شود. آن کار چیست؟ سرنوشتش به کجا ختم می‌شود؟
لینک های دانلود

معرفی و دانلود رمان غضنفر کله فروش از ماهی_ر

لینک مستقیم دریافت رمان برای اندروید و کامپیوتر

خلاصه رمان غضنفر کله فروش

همه‌چیز از یک روز بارانی شروع شد، روزی که دختر قصه دنبال یارش می‌گشت و نمی‌دانست لحظاتی دگر خدا برایش نشانه‌ای از او می‌فرستد.شاید در همان هنگام، دهن به دهن شدن با پسرک برایش جذاب بود؛ اما او که نمی‌دانست بعدها چه جنگ‌هایی انتظارش را می‌کشد و آن جنگ در حین سود داشتن باعث می‌شود که از کار چندین و چندساله‌اش اخراج شود. آن کار چیست؟ سرنوشتش به کجا ختم می‌شود؟

قسمتی از رمان

هی چه هوای خوبی…این هوا فقط واسه ی فساد حال میده اما مشکل اساسی این که شخص مفسد نیست.
به خیابون که خیس از بارون بود نگاه کردم، هر از گاهی رعد و برق میزد و درست مثل بچه های دو ساله تندتند میرفتم تا نزدیک درخت نباشم.الان باید این دستی که  چترو گرفته درواقع باید توی دست یه مفسد باشه!

ای خدا چرا من رو نمیبینی ؟
آهی از بدبختی و بی عشقی کشید .همیجوری که سرم پایین بود راه میرفتم که یهو با پرت شدن سر یه گوسفند اون هم دقیق جلوی پام اصلا نفهمیدم چجوری اون صدای بلند از گلوم خارج شد و چنان جیغ زدم که مطمئنم الان گوسفنده زنده میشه و دهنم رو میگیره وای چقدر توصیف کردن این قیافه روبه روم سخت و چندش بود !
اه اه یه کله ی سیاه با پشم های یکی در میون، دندونهاش کثیف و پر از علف َبود، چشمهاش از حدقه بیرون زده بود و توی چشمهای من زل زده بود . دلم میخواست یه جیغ بلندتر بکشم اما دوست داشتم بدونم کدوم بشر بوقی این کله ی چندش رو جلوم انداخته…

یواش-یواش همونجور که نگاهم به چشمهای گوسفنده بود سرم رو بالا بردم و به شخصی که… و بله با دیدن شخص تموم ذهنم خالی شد ! و اینجاست که میگن  الله و اکبر این همه جلال…
یه پسر به شدت زیبا، زیبا که چه عرض کنم در واقع از اون تیکه ای ها بود..

چشمهای کشیده و مشکی با ابروهای پر که از ابروهای که از ابروهای منی که دختر بودم تمیزتر بود…
صورتش درکل باحال بود، یه جورایی مثل پسرهای دیگه ولی خوشگل تر بود..
کم-کم نگاهم به لباسهاش کشیده شد، صبر کن مثل این که یه اشتباهی شده
یعنی چی؟ چرا باید لباس یه آدمی تنش باشه که توی کله پزی کار میکنه؟ نه تازه داشتم موقعیت رو درک میکردم، این همونیه که کله رو انداخته..

به زور جلوی خندم گرفتم، من رو بگو فکر کردم این یه دکتری مهندسی یا
کم کمش معلم باشه اما مثل این که باز هم خیالات صورتی بود و با یه کله فروش روبه رو شدیم…

وقتی نگاه خیرم رو دید با پررویی گفت:
– چیه؟ نگاه داره؟
به تابلوی بالای مغازه نگاه کردم، توی عمرم پا توی
همچین جاهایی نذاشته و نمیزارم….
کله پزی اصغر آقا؟ وای این چه اسم سمیه؟
با خنده روبه پسره گفتم:
– دیدن خر صفا داره! خر هم دارین؟

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 123

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین