آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آتش و جنون pdf از ریحانه نیاکام نسخه کامل بدون سانسوردر حال پارت‌گذاری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آتش و جنون 
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی،انتقامی
  • نویسنده
    ریحانه نیاکام
  • صفحات
    2176
  • وضعیت انتشار
    در حال انتشار
  • فرمت
    آنلاین / PDF
خلاصه رمان

آتش رادفر به‌تازگی همسر باردارش را از دست داده و نوزادش به‌صورت نارس متولد می‌شود. کودک به محبت و مراقبت مادرانه نیاز دارد و چه کسی مناسب‌تر از باده؛ زنی که هم خاله‌ی نوزاد است و هم عشق قدیمی آتش؛ عشقی که سال‌ها در قلب او زنده مانده است. داستان از همین نقطه آغاز می‌شود و به رابطه‌ی دوباره‌ی آتش و باده، سوگواری، مسئولیت‌پذیری و احیای عشقی قدیمی می‌پردازد.

دانلود رمان آتش و جنون pdf از ریحانه نیاکام نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،انتقامی

خلاصه رمان آتش و جنون

آتش رادفر به‌تازگی همسر باردارش را از دست داده و نوزادش به‌صورت نارس متولد می‌شود. کودک به محبت و مراقبت مادرانه نیاز دارد و چه کسی مناسب‌تر از باده؛ زنی که هم خاله‌ی نوزاد است و هم عشق قدیمی آتش؛ عشقی که سال‌ها در قلب او زنده مانده است. داستان از همین نقطه آغاز می‌شود و به رابطه‌ی دوباره‌ی آتش و باده، سوگواری، مسئولیت‌پذیری و احیای عشقی قدیمی می‌پردازد.

قسمتی از متن رمان

نفس باده در سینه حبس شد تنش خیس عرق شد آتش زیادی منظور دار حرف می زد یا او بد متوجه می شد…؟! خواست قدمی عقب برود که دست آتش روی بازویش نشست آتش با جدیت و ناراحت از فرار باده گفت: بهت میگم فرار راه حل مناسبی نیست باده اما باز تو راه خودت رو میری، من دارم تلاش می کنم تا به تو و نظراتت احترام بزارم اما تو دقیقا داری همه تلاش من و بر باد میدی‌‌…

باده سر به زیر شد..حق با آتش بود خودش این تصمیم را گرفته بود و دائم در حال فرار بود ،ترس داشت و حق هم داشت آتش وقتی سکوت باده را دید دست زیر چانه دخترک برد و بالا آورد ..خیلی جدی تو چشم های باده خیره شد و گفت: حرف دلت و بزن باده، حرفی رو که داری مزه مزه می کنی و نوک زبونته رو بگو و خودت و خلاص کن… باده بغضش گرفت اشکی از گوشه چشمش چکید از مهمانی تا به امروز که یک هفته گذشته بود همه اش درگیر فکر و سبک سنگین کردن تصمیم و موقعیتش بود..همه چیز در درونش آشوب به پا کرده بود و داشت از پای می انداختش…

 

قیمت56000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 572

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین