آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان سال بد pdf از صدف_ز (بچه مشهد)
مشخصات رمان
  • نام رمان
    سال بد
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    صدف_ز (بچه مشهد)
  • صفحات
    4097
خلاصه رمان

سال بد روایتگر داستان خانواده ی سلطانیست !آیدا و شهاب که دختر عمو و پسر عمو هستند و هم بازی و عاشقِ دوران کودکی ...و حالا در آستانه ی ازدواج به سر می برند ... . ولی با اشتباه مهلکی که شهاب مرتکب می شود ، همه چیز بهم می ریزد !آیدا بی صبر و آشفته به دنبال جبران اشتباه شهاب و بیرون کشیدن او از مخمصه است ...و پای شخص سومی به زندگی و رابطه ی آن ها باز می شود ... عمادِ شاهید ...

دانلود رمان سال بد pdf از صدف_ز (بچه مشهد)

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی

خلاصه رمان سال بد

سال بد روایتگر داستان خانواده ی سلطانیست !

آیدا و شهاب که دختر عمو و پسر عمو هستند و هم بازی و عاشقِ دوران کودکی …

و حالا در آستانه ی ازدواج به سر می برند … . ولی با اشتباه مهلکی که شهاب مرتکب می شود ، همه چیز بهم می ریزد !

آیدا بی صبر و آشفته به دنبال جبران اشتباه شهاب و بیرون کشیدن او از مخمصه است …

و پای شخص سومی به زندگی و رابطه ی آن ها باز می شود … عمادِ شاهید …

قسمتی از رمان

ما و خانواده ی عمو رضا در یک ساختمان زندگی می کردیم .

تقریباق ده سال قبل بعد از اینکه مادر بزرگ فوت کرد ، بابا اکبر و عمو رضا خانه ی کلنگی را کوبیدند

و یک ساختمان سه واحده با  حیاط و پلکان مشترک ساختند .

من و بابا اکبر در طبقه ی همکف ، خانواده ی عمو رضا در طبقه ی بعدی …

و واحد عمه آشا و عمه الهام هم در بالاترین طبقه بود که

به اجاره داده بودند .

وقتی با هستی و فائزه توی حیاط رفتیم … اولین کسی که به حضورم واکنش نشان داد ، شادی بود :

– چه عجب بیدار شدی دختر عمو ! … تا این موقع می خوابی … اون وقت شبا چیکار می کنی ؟!

اعتنایی به حرفش نکردم و به جمع سلام دادم .

عمه الهام دستم را گرفت و کشید و روی گونه ام را بوسید .

عمه آشا چپ چپی نگاهم کرد و با اشاره به تخت سینه ی خودش … از

من خواست شالم را روی سینه هایم مرتب کنم .

عمو رضا پرسید :

– از بابات خبری نداری عمو جان ؟

– الان زنگ زدم بهشون . مسافر داشتن … بعدش میان خونه !

هاشم خان ، شوهر عمه الهام اظهار نظر کرد :

– توی چهار شنبه سوری … کله خری میخواد رانندگی کردن !

خندید … انتظار داشت من هم بخندم . ولی من فقط بر و بر نگاهش کردم تا از رو رفت .

آن وقت عمو رضا گفت :

– چرا ایستادین دخترا ؟! … صندلی بیارید ، بشینید ! شادی جان … برای آیدا چایی بریز !

و با اشاره ای به فلاسکِ دو قلوی کنار پای شادی …

شادی پشت پلکی نازک کرد و با بی اعتنایی جواب داد :

– آیدا جون که تعارف نداره با ما ! خودش بریزه !

 

قیمت49000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 662

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ناشناس
    28 شهریور 1404 | 08:05

    تا دیدم نویسنده رمان خانم صدف بچه مشهد بدون لحظه ای صبر کردن رمانش رو دانلود کردم. واقعا زیبا می نویسند وخیلی طبیعی وقابل باورواینکه

  • ناشناس
    27 شهریور 1404 | 11:34

    انقدر رمانهای ایشون قشنگ قابل باورند که محو میشم تا اسم نویسنده رو دیدم بدون لحظهای تردید دانلودش کردم

    • ناشناس
      1 مهر 1404 | 22:44

      خوندمش اشتباه نکردم خیلییییی قشنگ بود طرفدار عماد بودم خراااب

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین