آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نخ سرخ سرنوشت pdf از آنید
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نخ سرخ سرنوشت
  • ژانر
    عاشقانه،مافیایی،معمایی،علمی
  • نویسنده
    آنید
  • صفحات
    1284
لینک های دانلود

دانلود رمان نخ سرخ سرنوشت pdf از آنید

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه،مافیایی،معمایی،علمی

خلاصه رمان نخ سرخ سرنوشت

– دوسش داری!

مردمک های ساواش آرام بالا آمد و به او نگاه کرد.

بدون هیچ فکری هر حرفی که از دلش گذشت را به زبان آورد.

– بعضیا رو دیدی، بی دلیل برات مهمن؟ حتی توی ذهنتم نمی‌تونی نسبت خاصی بهشون بدی. نمیتونی بگی مثل خواهرمه، دوستمه، عشقمه. نه!

هیچ کدوم! فقط مثل کسیه که می‌خوای برای همیشه تو زندگیت بمونه.

صورتش مانند کسی بود که کشتی اش در حال غرق شدن است؛ و او تنها ایستاده و به ماه خیره است. کسی که خسته بود از جنگیدن، بی نهایت خسته بود.

– همه تو زندگی اشون دنبال معجزه ان. منم فقط داشتم تلاش می‌کردم اون معجزه رو تو زندگیم نگه دارم. نمیدونم اسم این کار چیه. دیوونگی؟ یا دوست داشتن!

یاوری لبخندی زد و سر تکان داد. ساواش برای او آدمی خاص و متفاوت بود؛ پس بنابراین تعریفش از عشق برای او تعجب برانگیز نبود.

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان بیوه برادرم

دانلود رمان خون بس

 

بخشی از رمان

آبنبات قرمزش را در دستانش گرفته و با سری پایین افتاده به سمت اتاق حرکت کرد. کنار در اتاقش که رسید با ناراحتی

آهی کشید و دستش را بالا برد. وقتی دید دستگیره در خیلی بالا تر از آن چیزی است که قد او برسد کمی مکث کرد و

عقب رفت. آبنبات را داخل دهانش گذاشت و به یک باره سمت در دوید. ولی تا دستش به دستگیره خورد دستانش

روی فلز آن سر خورده و به جای اولش بازگشت. با تخسی اخم هایش را درهم کشید و دست به سینه ایستاد.

ـ چیشده پسرم؟

از گوشه چشم نگاهی به خدمه انداخت و شانه ای بالا داد.

ـ هیچی

خانم نعمتی لبخندی زد و دستان چروکش را با مهربانی روی سر او کشید

ـ می خوای بری تو؟

ساواش کمی مکث کرد؛ سپس با سری که آن طرف گرفته بود تا نگاهش را نعمتی نبیند پاسخ داد:

ـ اوهوم

رمان نخ سرخ سرنوشت آنید

نعمتی سری با خنده تکان داد و در را برایش کرد. سپس گفت:

ـ در رو نبند تا بتونی بیای بیرون ساواش بی توجه به او به سمت داخل اتاق دوید و مستقیم

رفت کنار آویز قفس سوزی نامش سوزی بود ولی یامور به خاطر اینکه در تلفظ کلمه ها

مشکل داشت مرغ عشق سفید رنگ را سوشی می خواند. و دیگر این شد که زبان ساواش هم به سوشی عادت کرد.

ـ سوشی؟ اینجایی؟

روی تخت خالی یامور نشست و به پرنده که کف قفس خوابیده بود نگاه دوخت. پرورشگاه از دست صداهایی که در

می اورد در امان نبود و همه را عاصی کرده بودند با بازی و سرو صداهایشان.

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.9 / 5. تعداد رای : 20

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Raha
    26 اسفند 1401 | 16:14

    عالیی بود 😎🖤

  • کیمیا
    30 آذر 1401 | 06:38

    خیلی گاد بود

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین