آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان اوژن pdf از مهدیه شکری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    اوژن
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مهدیه شکری
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    1646

دانلود رمان اوژن pdf از مهدیه شکری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان اوژن

فرحان‌ عاصف بعد از تصادفی مشکوک خودخواسته ویلچرنشین می‌شه و روح خودش رو به همراه جسمش به زنجیر می‌کشه.

داستان از اونجایی تغییر می‌کنه که وقتی زندگی فرحان به انتقام گره می‌خوره‌ به طور اتفاقی یه دخترسرکش وارد زندگی اون میشه!

جلوه‌ی‌ بهار یه دختر خاصه یه آقازاده‌ی فراری و عصیانگر که دزدکی وارد خونه‌ی فرحان می‌شه و فکر می‌کنه

چون فلجه نمی‌تونه بهش دست‌درازی کنه اما گیر میفته و

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان عروسک ارباب

قسمتی از رمان

وقتی زندگی به یک خط صاف تبدیل می شود! وقتی یک زندگی را با زندگی دیگر جایگزین میکنی!

وقتی دیگر حق انتخابِ گسترده ا ی نداری و جز چند راه محدود چیزِ بیشتری وجود ندارد!

وقتی نمی خواستی و شد وقت ی یک اتفاق صدای وِزوِز ی که قطع نمی شد ، نمی گذاشت تمرکز کنم.

چه ظهر مسخره ای !

فقط این ظهر نبود تمام روزها به همین منوال کثافت می گذشت.مگس سیاه رنگ به امیدی نامعلوم پشت شیشه ی پنجره بال و

رمان اوژن مهدیه شکری

پر می زد وزوز مگس کم شباهت به صدای دخترانه ای که

مدام کنار گوشم حرف می زد، نبود و بال و پر زدن مگس هم

شباهت عجیبی با روح گرفتار شده ی من داشت.مگر اینجا چند متر بود؟

صدای بر هم خوردن ماهیتابه ی ا قابلمه و کفگیر هم از سوی آشپزخانه اضافه شد.

اینهمه سر و صدا با این قفس سوت و کور تناسب نداشت.

صداهای مزاحم از هر طرف ، واگویه های ذهنی ام را تکه و پاره میکردند.

حرفها داشتم اما با خودم نه با دیگران نه با این صدای دخترانه یا آن مگس یا کسی که در حال گند زدن به آشپزخانه

ام بود با هیچ کس حرفی نداشتم فقط خودم با خودم زیاد حرف داشتم.

 کلافه چشم از مگس و حیاط کثافت گرفته ی پشتش گرفتم و به سمت صدا چرخیدم.

زیرچشمی انگشتان رنگ پریده اش که آنها را در هم میپیچاند را دید زدم.

دستمال کاغذی که بین انگشتانش آن را مچاله می کرد ، در حال تجزیه شدن بود.

رنگ پریدگی دستان سفیدش نشان می داد ، قرص های آهن

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.4 / 5. تعداد رای : 7

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین