آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بانوی رنگی (آنتیک) pdf از شیوا اسفندی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    بانوی رنگی (آنتیک)
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی
  • نویسنده
    شیوا اسفندی
  • صفحات
    1847

دانلود رمان بانوی رنگی (آنتیک) pdf از شیوا اسفندی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان بانوی رنگی

شایلی احتشام، جاسوس سازمانی مستقلِ که ماموریت داره خودش و به دوقلوهای شمس نزدیک کنه.

اون سال ها به همراه برادرش برای این ماموریت زحمت کشیده ولی درست زمانی که دستور نزدیک شدنش،

و شروع فاز دوم مأموریتش صادر میشه، جسد برادرش و کنار رودخونه فشم پیدا میکنن‌.

حالا اون جدا از کار و دستور، یه انگیزه شخصی هم داره، انتقام از دو برادر شمس، قاتلای عزیز تر از جونش.

من شایلی‌ام…

جاسوسی که عاشق رئیس مافیا شدم. مردی که قرار بود زمینش بزنم و مردنش و تماشا کنم.

نزدیکش شدم تا ذره‌ذره به زندگیش نفوذ کنم و قطره‌قطره خونشو بمکم. اما…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان طرار

دانلود رمان سودا

بخشی از رمان

به خاطر لباس عروس قدم‌هام و آهسته به سمتش برداشتم و ادامه دادم:

-من که نگفتم حتما می‌رم… گفتم شاید. اصلا شاید امشب تا صبح معجزه شد.

معجزه‌ای هم اگر می‌شد، دولت مسخره‌ی من نبود. من راه برگشت نداشتم.

و شاید دیگه هیچ‌وقت بر نمی‌گشتم، حداقل زنده نه.

این‌بار همه می‌دونستن که این ممکنه یه سفر یک طرفه باشه و من برای همین قبولش کرده بودم.

زندگی بدون هاکان مرگ بود. با صدای لرزونم ادامه دادم:

-بعدا پشیمون نشو خب؟  بخشش انتخابت نبود و من گله‌ای ندارم. فقط بدون من واقعا متاسفم که برای اولین بار به جای مغزم، با قلبم تصمیم گرفتم.

بهش رسیده بودم و کنارش ایستاده بودم.

-وقتی می‌بینم حضور من چقدر عذابت می‌ده، انگار یکی داره خفم می‌کنه.

دستش و روی دستم گذاشت و مانع ادامه صحبت کردنم شد.

چهره اش گرفت به نظر می‌رسید و صداش خش داشت. انگار حال ناخوشم و بهش انتقال داده بودم.

-بهتره عجله کنی جوجه رنگی، دیر می‌شه.

انگار با حرفام به یه آتش بس موقت رسیده بودیم.

لبخندی به جوجه گفتنش زدم و وارد خونه شدم.

با کمک هاکان لباس عروسم و در آوردم و تورم و باز کردم.

و خاطره‌ای دور در ذهنم مرور شد…

خاطره‌ای که هاکان می‌گفت برای روز عروسیمون  برنامه‌های زیادی داره و خنده‌های پر از خوشیم و تو ذهنم پژواک می‌شد.

هر دو در آرامشی متفاوت مشغول بودیم…

سکوت من پر از حرف بود، اما هاکان روی تخت نشسته بود و دستاش و روی تخت گذاشته بود و خیره به من عمیق به فکر رفته بور.

نگاهش به من اما افکار سمیش‌و فقط خدا می‌دونست…

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.9 / 5. تعداد رای : 237

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • آلیا
    3 تیر 1403 | 20:29

    لینک دانلود نیست میشه لطفا قرارش بدین

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین