آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تلاجن pdf از سلاله علیزاده
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تلاجن
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،معمایی
  • نویسنده
    سلاله علیزاده
  • صفحات
    3594
خلاصه رمان

داماد خانواده‌ ی مشا اختلاس کرده و حالا پای اعدام است. حاج مشا و پسرش، فراز دنبال طلاق زیبا هستند که…از طرفی دختر پانزده ساله‌ ی خانواده‌ ی علیاری گم شده و همه این اتفاق را تقصیر مهدی، خواستگار او می‌دانند.در حالی که خبری از مهدی هم نیست.عمارتی باشکوه در تهران که آن را چهار منیجر دختر اداره می‌کنند. در این عمارت چه خبر است؟هر کسی که پایش را در آن عمارت می‌گذارد، چه اتفاقاتی در انتظار اوست؟

دانلود رمان تلاجن pdf از سلاله علیزاده

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،معمایی

خلاصه رمان تلاجن

داماد خانواده‌ ی مشا اختلاس کرده و حالا پای اعدام است. حاج مشا و پسرش، فراز دنبال طلاق زیبا هستند که…

از طرفی دختر پانزده ساله‌ ی خانواده‌ ی علیاری گم شده و همه این اتفاق را تقصیر مهدی، خواستگار او می‌دانند.

در حالی که خبری از مهدی هم نیست.

عمارتی باشکوه در تهران که آن را چهار منیجر دختر اداره می‌کنند. در این عمارت چه خبر است؟

هر کسی که پایش را در آن عمارت می‌گذارد، چه اتفاقاتی در انتظار اوست؟

قسمتی از رمان

تیارا از عطیه فاصله میگیرد و بیرون میرود. کمیل بلند میشود و همراهش میرود.

تیارا روی یک پله ای مینشیند و به افق خیره میشود. کمیل هم کنارش مینشیند.

کمیل: خوبی تیارا؟

تیارا: یعنی این همه اتفاق افتاد؟ اگه این همه اتفاق نمی افتاد شاید ما الان اینجا نبودیم. شاید یه جای دیگه بودم.

یه جایی…

کمیل: یعنی چی؟ الان پشیمونی؟

تیارا: نه! اصلا! باید لیاقت داشت.

کمیل: بحث لیاقته یا عاشق بودن؟

ناگهان صدای فریاد کی راد در خانه میپیچد..کی راد فریاد میزند: کثافت! آشغال عوضی! یعنی هر چی سرم اومد زیر سر تو

بود؟ تو… تو لایق مرگی… حالم ازت به هم میخوره! حالم از همه تون به هم میخوره. می کشمت!

تیارا و کمیل سراسیمه از جایشان میپرند و به سمت داخل سالن میدوند.

تیارا روبه روی آیینه ایستاده است و گره ی روسریاش را محکم میکند:

– کارش تمومه دیگه فرناز جون؟

در پشت او، فرناز، شنل را به تن عروس میکند. او که به خوبی آنها را از آیینه زیر نظر دارد، بر میگردد.

فرناز، عروس را به سمت او می برد. تیارا با دستش چانه ی عروس را میگیرد و بالا میآورد. نا خودآگاه لبخند روی

لبهایش خط میاندازد.

تیارا: چه قشنگ شدی…

 

قیمت47000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 524

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین