آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان رحم اجاره ای pdf از مریم کلانتری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    رحم اجاره ای
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    مریم کلانتری
  • صفحات
    735
خلاصه رمان
باران دختری که پدر مادرش رو توی تصادف از دست میده و مجبوره با عمو و زن عموی سنگ دلش زندگی کنه. عموش مال و اموال باران رو بالا میکشه و اون رو از خونه بیرون میکنه. باران به دوستش سارا پناه میبره و از طریق اون تو شرکت داداش سارا استخدام میشه . داداش سارا که اسمش امیر عاشق باران میشه و بالاخره باران و امیر بعد چند ماه دوستی، تصمیم میگیرند باهم ازدواج کنند که با ورود آرتان که شریک امیره زندگیه باران از این رو به این رو میشه! آرتان پسر مغرور و جذاب که رحم باران رو از عموش اجاره میکنه و باعث جدایی باران و امیر میشه اما...

دانلود رمان رحم اجاره ای pdf از مریم کلانتری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان رحم اجاره ای

باران دختری که پدر مادرش رو توی تصادف از دست میده و مجبوره با عمو و زن عموی سنگ دلش زندگی کنه.

عموش مال و اموال باران رو بالا میکشه و اون رو از خونه بیرون میکنه.

باران به دوستش سارا پناه میبره و از طریق اون تو شرکت داداش سارا استخدام میشه .

داداش سارا که اسمش امیر عاشق باران میشه و بالاخره باران و امیر بعد چند ماه دوستی، تصمیم میگیرند باهم ازدواج کنند

که با ورود آرتان که شریک امیره زندگیه باران از این رو به این رو میشه!

آرتان پسر مغرور و جذاب که رحم باران رو از عموش اجاره میکنه و باعث جدایی باران و امیر میشه اما…

قسمتی از رمان

قدم به قدم این کوچه واسم خاطره بود.

انگار داشتم روی خاطراتم پای می گذاشتم، باید می رفتم.

باید خودم رو قانع می کردم که دیگه از اون خاطرات فقط همین قدم زدن تو این کوچه برایم باقی مانده…

درخت بید مجنون هم مثل من کمر خمیده تر از همیشه به نظر می رسید.

به سر کوچه که رسیدم دست تکان دادم برای تاکسی، یک تاکسی ایستاد و من سوار شدم.

همون موقع یک رعد برق زد و آسمون شروع کرد به باریدن…

در تاکسی رو بستم و تو ماشین آروم گرفتم.

قطرات باران که به شیشه ماشین می خورد انگار حالم رو بهتر می کرد.

بعد از کلی حرف زدن راننده در مورد آب و هوا و… بالاخره رسیدم خانه، پول تاکسی رو حساب کردم و سریع پیاده شدم.

هنوز باران بند نیامده بود.

انگار ابرها قصد نداشتن از تکاپو بایستند. کلید انداختم رفتم تو…

از وقتی مستقل شدم حس بهتری داشتم.

باران خیلی لجباز هستی، تو چرا به حرف بقیه گوش نمیدی؟ ما سرپرست تو هستیم…

 

قیمت46000

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 574

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین