آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان سرقت ابدی عشق pdf از تیام سرابی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    سرقت ابدی عشق
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،استاد انشجویی
  • نویسنده
    تیام سرابی
  • صفحات
    2182
لینک های دانلود

دانلود رمان سرقت ابدی عشق pdf از تیام سرابی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان : عاشقانه،اجتماعی،استاد دانشجویی

خلاصه رمان سرقت ابدی عشق

با سرعت از کوچه ها رد میشدیم هنوز هم با اون ماشین شاسی بلندش پشت سرمون بود…

– امیر چی‌کار کنیم خسته شدم این یارو ول کن نیست. هوا خیلی تاریکه اگه گیر بیوفتیم

– اِ ساحل ولم کن بزار ببینم چه خاکی تو سرمون  می کنم ببین تا یک، دو، سه، گفتم از هم جدا میشیم

تو میری کوچه سمت راست منم میرم سمت چپ این دوتا کوچه آخرشون به یک خیابون وصل میشه اونجا همدیگرو میبینیم

– امیر کیف رو بهت بدم بهتر نیست پاهام دیگه جون نداره منو بگیره بدخت شدم ها!

– همون موقع بود که امیر گفت: یک دو سه بدو

 رمان پیشنهادی:

دانلود رمان روبن

دانلود رمان بیوه برادرم

دانلود رمان خون بس

 

قسمتی از رمان

سرعت مو زیاد کردم هنوز وارد کوچه نشده یارو خدا کنه پشت سر امیر رفته باشه چون اون از پس خودش برمیاد

سرعت مو کم کردم یه نفس حسابی کشیدم. مشغول قدم زدن شدم که گرمای شدیدی

پشتم احساس کردم تا برگشتم ماشین یارو رو دیدم. جیغ زدم کمک امیر!

سرعتم رو بیشتر کردم که صدایی از پشت سرم شنیدم

– برای چی فرار میکنی؟ بگیرمت جون سالم برات نمیزارم. دیگه صدای ماشین رو  نشنیدم که یهوو دستی از پشت

موهای بلندم رو کشید جیغ زدم:

رمان سرقت ابدی عشق تیام سرابی

– ولم کن ماسکم رو کشید پایین چشم های سبزش که از شدت عصبانیت قرمز شده بود توی چشم هام افتاد

لبخند غلیظی زو و بلند زد زیر خنده:

-‌ دختره‌ی احمق از من دزدی میکنی!؟ گمشو سوار ماشین شو!! درسی بهت بدم بفهمی، دست مو کشید نزدیک ماشین شدیم

– امیر. امیر کمکم کن!

– امیر همدسته اونم میگرمش ولی تو واجب تری!! کیفو بده ببینم در ماشینو باز کرد خواست هلم بده تو ماشین که با پا محکم زدم تو شکمش

 حسار دست هاش شل شد. کیفو محکم از دستش کشیدم

شروع به دویدن کردم صدایی از پشت سرم اومد:

– لعنتی جرعت داری وایسا

 سرعت مو بیشتر کردم رسیدم ته کوچه که یک خیابون بود  تند تند دویدم سمت خیابون ماشینم رو دیدم

دویدم سمتش امیر توی ماشین نشسته بود. داد زدم: _امیر بدوووو

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.4 / 5. تعداد رای : 12

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین