آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان لیست pdf از سروناز روحی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    لیست
  • ژانر
    عاشقانه،جنایی،معمایی
  • نویسنده
    سروناز روحی
  • صفحات
    1715
خلاصه رمان

ضُحا زَهرابی، دختری جوان و زیباست که پس از ده سال به ایران برمی‌گردد، به بهانه‌ی اینکه پدرش کمال زهرابی در بستر بیماری است و در واپسین لحظات عمرش خواستار ملاقات با تنها دخترش است. به محض ورود ضحا به ایران، رازی برملا می‌شود و او تلاش می‌کند تا متوجه اسرار عمارت زهرابی ها شود. هیچ کس از بازگشت ضحا راضی نیست و درست زمانی که می‌خواهد وطن را ترک کند و به زندگی سابقش برگردد، ناگزیر به ماندن می‌شود. با ورود مردی مرموز و غیر قابل نفوذ، همه چیز به نحو دیگری پیش می‌رود ضحا برای مسیری که در آن قرار می‌گیرد آمادگی ندارد! ...

دانلود رمان لیست pdf از سروناز روحی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،جنایی،معمایی

خلاصه رمان لیست

ضُحا زَهرابی، دختری جوان و زیباست که پس از ده سال به ایران برمی‌گردد، به بهانه‌ی اینکه پدرش کمال زهرابی در بستر بیماری است

و در واپسین لحظات عمرش خواستار ملاقات با تنها دخترش است. به محض ورود ضحا به ایران، رازی برملا می‌شود و او تلاش می‌کند

تا متوجه اسرار عمارت زهرابی ها شود. هیچ کس از بازگشت ضحا راضی نیست و درست زمانی که می‌خواهد وطن را ترک کند

و به زندگی سابقش برگردد، ناگزیر به ماندن می‌شود. با ورود مردی مرموز و غیر قابل نفوذ، همه چیز به نحو دیگری پیش می‌رود

ضحا برای مسیری که در آن قرار می‌گیرد آمادگی ندارد! …

قسمتی از رمان

قبل از اینکه سر بچرخانم به سوی معین دیدم که مادرش خط و نشان کش نگاهش می‌کرد معین با لحن آرامی گفت:

من میخواستم با شما صحبت کنم! سریع پذیرفتم و گفتم: اتفاقا منم! با اشاره سر به طبقه‌ی بالا گفتم:

توی اتاقم منتظرتونم. و روی نوک پنجه از پله ها بالا رفتم. هنوز آخرین پله را بالا نرفته بودم که صدای های و

وای زن‌ها از طبقه‌ی پایین آمد عجب فیلمی بود مادر معین خودش را به غش زده بود و معماریان داشت شانه‌هایش را می‌مالید

و ماندانا آب قند هم می‌زد و به گلوی مادرش می‌ریخت خدیجه هم دلواپس هی دست پشت دست میکوبید

و بالاخره صلاح وارد خانه شد. به معین گفت: بسپارش به من! خواست از پله ها بالا بیاید که

معین مانع شد. -بذارید خودم صحبت کنم آقا صلاح! صلاح چه بگویمی گفت و مادر معین زبانش را دوخته بود نمی‌دانم

چرا هیچ چیز نمی‌گفت چرا این همه فشار را تحمل می‌کرد چرا داشت از درون جر می‌خورد ولی لب باز نمی‌کرد

من که می‌دانستم چقدر مخالف هستند من که می‌دانستم از نظر آن‌ها من یک محله را

سیراب کرده بودم من که می‌دانستم چه کسی هستم و اتفاقا ان‌ها هم می‌دانستند دیگر این همه اصرار و سکوت برای چه بود؟

سایه معین را دیدم خودم را به اتاق کشاندم و لبه‌ تخت نشستم سیگاری آتش زدم که معین به در کوبید و جواب دادم:

بفرما. معین در اتاق را بست و رو به من گفت: حالتون خوبه؟ کامی از سیگار گرفتم و گفتم ….

قیمت48000

 

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 544

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین