آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان مادلینگ pdf از آزاده شیرزاده
مشخصات رمان
  • نام رمان
    مادلینگ
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آزاده شیرزاده
  • صفحات
    2135
خلاصه رمان

دلان دختری تنها که بعد از اخراج از شرکت آرمان در جستجوی شغلی جدید برای گذران زندگی سخت و پیچیده اش ،به طور اتفاقی به عنوان پرستار سر از خانه مادر دکتر شاهین آرمان (بهجت خانوم)...رئیس مجموعه شرکت های بزرگ حسابرسی آرمان در می آورد و به عنوان پرستار در انجا مشغول کار میشود تا وقتی که به خاطر دزدی مشکوک از منزل بهجت خانوم مجبور به نقل مکان به ویلای شاهین میشوند....شاهین مردی سختگیر با چشمان کهربایی و دلان حاضرجواب...

دانلود رمان مادلینگ pdf از آزاده شیرزاده

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان مادلینگ

دلان دختری تنها که بعد از اخراج از شرکت آرمان در جستجوی شغلی جدید برای گذران زندگی سخت و پیچیده اش ،

به طور اتفاقی به عنوان پرستار سر از خانه مادر دکتر شاهین آرمان (بهجت خانوم)…

رئیس مجموعه شرکت های بزرگ حسابرسی آرمان در می آورد و

به عنوان پرستار در انجا مشغول کار میشود تا وقتی که به خاطر دزدی مشکوک

از منزل بهجت خانوم مجبور به نقل مکان به ویلای شاهین میشوند….

شاهین مردی سختگیر با چشمان کهربایی و دلان حاضرجواب…..

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان مجموعه نور

دانلود رمان میراث یاس

بخشی از رمان

شیر آب کنار حوض را باز کردم و با اکراه افتادم به جان لکه های خون روی لباس و تمام حرصم را سرش خالی کردم.

سر چرخاندم. روی پله ی دوم نشسته و سرش را پایین انداخته بود. سمتش براق شدم:

_آخه تو مگه فردا امتحان نداری؟… دعوا کردنت دیگه چی بود؟!… صد

بار نگفتم با اینا دهن به دهن نذار؟ اینجوری می خوای کمک کنی؟… با این بچه بازیا؟؟؟

سرش را بالا گرفت. چشمانش مغموم بود. دلم به حال مظلومیتش سوخت.

اما باید می گفتم… نمی خواستم بیش از این آسیب ببیند…

طی این یکماه اخیر باید بیشتر بهش توجه می کردم.

ولی انقدر شوکه و عصبی بودم که تازه چند روزیست که به زور خودم را جمع و جور کردم و سرپا شدم.

_آخه گفتن مامانت …

نگذاشتم حرفش را ادامه دهد… می دانستم… دل من هم شکسته بود و

خسته بودم از اینهمه قضاوت و حرف های صد من یک غاز مردم.

خسته بودم از حرف های درِگوشی، از تهمت های در و همسایه و دوست و آشنای بی معرفت و ظالم…

آخر اینهمه بی رحمی حق ما نیست… با عصبانیت گفتم:

_مامانت چی؟! هان؟؟؟ مگه حرف اونا مهم؟ مگه نگفتم باید از این به

بعد یه گوشِت در باشه یکی دروازه؟ تا وقتی تو این خونه و محله ایم همینه!

رد لکه ی لعنتی پاک نمی شد. پیراهن را پرت کردم لبه حوض و بلند

شدم سمتش رفتم. ترسید… کمی خودش را جمع کرد و به نرده کنار

پله چسبید. از کنارش رد شدم. از چهار پله ی حیاط بالا رفتم و با پنبه

و بتادین برگشتم.

قیمت46000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 568

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین