آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان مانکن نابودگر pdf با لینک مستقیم 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    مانکن نابودگر
  • ژانر
    عاشقانه،جنایی
  • نویسنده
    مریم بهاور
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    2498

دانلود رمان مانکن نابودگر pdf با لینک مستقیم 

برای اندروید ،آیفون و تبلت 

توسط: مریم بهاور

سبک رمان: عاشقانه،جنایی

چکیده ای از رمان مانکن نابودگر

تندیس سنگی ام را بنگر!

بگذار به تو بگوید.

آغاز نابودی من، مانکن نابودگر متظاهران، چگونه بود!

بگذار بگوید، “حسادت” اسلحه شد؛ و“قضاوت” گلوله ای بر خلاصی وجود

سرشار از تهی ام!»

خیره به پل قدیمی و زهوار در رفته زیر پام لب زدم:

– بگو!

صداش رو تو گلو به کمک چند سرفه مصلحتی صاف کرد:

– تمام اطلاعات مندرج در پیامتون تو این پوشه است. میتونید با زیر و رو کردن ورقههاش تاریخ دقیق وقایع رو بخونید.

پوشه رو گرفتم و با دقت و لطافت ورقهای رو ازش خارج کردم. پوزخندی رو لبام نقش بست.

ورقه رو برگردوندم داخل پوشه و یه قلپ کوچک از پیالهی شامپاین ایتالیائی مزهمزه کردم..

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان تن پوشی از هوس

دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور

بخشی از رمان

روی مردمکاش متوقف شدم:

– کارت خوب بود.

یه پاکتنامه انداختم رو میز مقابلش:

– آدرس و کلید یه ویلا تو میامی فلوریداست. یه مدت رو از اینجا دور

باش؛ سپردم بلیت پرواز 311صبح اول وقت برات گرفتن که روی میز

عسلی کنار تخت اتاق خوابته. مدارکتم تو یه ساک آبی رنگ کنار در اتاق؛ پرواز و از دست ندی.

پک عمیقی به سیگار نعنایی مابین انگشتاش زد که تا فیلتر سوخت:

– خیالتون جمع قربان. خروس خون من تو خاک آمریکام.

پوشه رو چنگ زدم و از جام بلند شدم.

قدمهای دقیق و گامهای کوبندهام منو ازش دور کرد.

(7دی ماه سال( )1404یکشنبه)

قطرات سرد روی سر و کولم فرود میاومدن و گوشامو سنگین میکردن.

دستمو بلند کردم و روی آینه کشیدم تا بخارشو پاک کنم. از چیزی که

تو آئینه دیدم آه کشیدم. یه مرد بسیار قدبلند با موهای

دانلود رمان مانکن نابودگر مریم بهاور رایگان

لخت تیره مایل به مشکی که چون خیس خورده بودن به سیاهی میزد.

ابروهای کمانی که حالتشون همیشه عصبی نشونم میداد؛ چشمهای

درشت و مشکی که موقع عصبانیت حالت عوض میکرد و لبای گوشتی

و بزرگ و دماغ متوسط و سر بالا. پوست برنزه که ترکیب جالبی با رنگ

تیره موهام داشت و جذابیتم رو خاص تر میکرد. هیکل ورزیدهام خیلی

تو دید میزد، و این خیلی اعصابمو بهم میریخت. نگاهی به سر و کولم

انداختم. شونههام از شدت فشار زیاد این چند روز حسابی کبود شده بود

و با اینکه برنزه بودم واقعاً تابلو بود. مشغول دید زدن خودم بودم که آئینه

رو به روم دومرتبه با غبار آب دوش محو شد.

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.1 / 5. تعداد رای : 15

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین