آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان من زاده پاییزم pdf از صفورا اندیشمند با لینک مستقیم
مشخصات رمان
  • نام رمان
    من زاده پاییزم
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال،مذهبی
  • نویسنده
    صفورا اندیشمند
  • صفحات
    2417
خلاصه رمان

پاییز دختر زیبا و جذابی که دل در گروی پسری به نام مانی دارد. اما پدرش به شدت با مانی مخالف است.با رفتن مانی به خارج شور و دیدن سرگرد خشن و متعصبی بنام امیرعلی زندگی پاییز دچار تحول می شود…

دانلود رمان من زاده پاییزم pdf از صفورا اندیشمند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال،مذهبی

خلاصه رمان من زاده پاییزم

پاییز دختر زیبا و جذابی که دل در گروی پسری به نام مانی دارد. اما پدرش به شدت با مانی مخالف است.

با رفتن مانی به خارج شور و دیدن سرگرد خشن و متعصبی بنام امیرعلی زندگی پاییز دچار تحول می شود…

قسمتی از رمان

با ماهان چه چیزهایی که تجربه نکردم و چه کارهایی که انجام ندادم. ماهان اوج شور و نشاط بود.

آخر شیطنت و تجربه های جدید .من چشم و گوش بسته، من دست از پا خطا نکرده

من پاستوریزه و مثبت چقدر با او بودن برایم لذت بخش و پر از هیجان بود. و همه ی این ها بدور از چشم پدرم بود.

با نقشه ها و موقعیت هایی که مارال برایم ایجاد می کرد. گروه دوستی چهارنفره ی ما هر روز بیشتر

از قبل صمیمی میشد و به پختگی و کمال می رسید.ما با هم بزرگ می شدیم.

با هم تجربه می کردیم.با هم ناراحت می‌شدیم و شاد بودیم. همدیگر را درک می کردیم و

پشت هم بودیم. ماهان پای تمام پسرهای

محله را از زندگیم قطع کرده بود و بجز مانی که به او اعتماد کامل داشت، هیچ کس حتی جرئت نداشت

به من و مارال نگاه کند. البته برای من که بهتر بود. ماهان به جای تمام آدم هایی که می توانستند دوستم باشند

برای من مایه می گذاشت. وقت صرف می کرد. انرژی می گذاشت .درکم می کرد .

با من وقت می گذراند و به من حس خوبی می داد. او یک دوست به تمام معنا بود.

هرچه می گذشت و ما هر چه بزرگتر می شدیم این دوستی عمیق تر می شد.

گروهی به سینما می رفتیم خرید می کردیم .تفریح و گردش داشتیم.

حتی با هم درس می خواندیم . و در تمام این ها خانواده ام از حضور ماهان در

گروه ما بی خبر بود ….

 

قیمت47000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 664

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • یاس
    26 فروردین 1405 | 15:27

    فوق العاده بود
    محشششششر بود
    خیلیییییییی قشنگ بود

  • لیمو
    27 مهر 1404 | 04:11

    خیلی رمان قشنگی بود، به نظرم ارزششو داره که بخونید

  • فاطمه
    4 فروردین 1402 | 05:16

    عالی ترین رمان که خوندم جز بهترین رمان هایت

    و الان با اینکه ۵۰۰۰ صفحه اس ۴ باره میخونمش

  • فاطی
    20 آذر 1401 | 03:23

    عالی ترین رمانی بود که خوندم حدود چهار بار خوندمش و هر بار لذت بردم قلمت مانا صفورا جان

  • فاطی
    20 آذر 1401 | 03:22

    عالی ترین رمانی بود که خوندم حدود چهار بار خوندمش و هر بار لذت بردم

  • زهرا
    3 آذر 1401 | 18:36

    رمان قشنگی بود
    ولی خیلی الکی طولانی شده بود
    همش بهم نمیرسیدن و یجور بلاتکلیف بودن
    آدم اعصابش بهم میریخت
    ولی حس هارو خوب توصیف کرده بود

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین