آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان پازل pdf از ندا نیکخواه
مشخصات رمان
  • نام رمان
    پازل
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی،درام
  • نویسنده
    ندا نیکخواه
  • صفحات
    302
لینک های دانلود

دانلود رمان پازل pdf از ندا نیکخواه

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه،معمایی،درام

خلاصه رمان پازل

راحیل، دختری با روحی پاک و سفید که تمام عمرش را به کتاب خواندن و آشپزی گذرانده

ناگهان توسط آدم هایی عجیب و خطرناک ربوده می شود و می فهمد این آدم ها

با خانواده و گذشته اش ارتباط دارند اما چه ارتباطی؟ و در این میان با پسری عجیب و

مرموز که ادعا می کند برای نجاتش آمده آشنا می شود..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان نجوای آرام

دانلود رمان نجوای آرام جلد دوم

قسمتی از رمان

دیواره های حمام را بخار گرفته و نفس کشیدن برایم حسابی سخت شده بود.

آن قدر تنم را شسته بودم که چند جای تنم کبودی به چشم می خورد.

برای بار سوم موهای بلندم را به شامپو آؼشته کرده و باخشونت چنگ زدم.

چند ضربه محکم به در حمام کوبیده شد و پشتش صدای

نفرت انگیز کوروش در گوشم پیچید:

گمشو بیرون دیگه باید زود بری.

دوباره اشکم سرازیر شد و به دوش آب پناه بردم،

ای کاش می مردم و از این حمام جهنمی بیرون نمی رفتم.

حوله را به دور تنم پیچیدم و مانند ربات از حمام خارج شدم.

با دیدنم لبخندی از سر رضایت زد و انگشتش را نوازش وار روی شانه ام کشید:عالی شدی.

با دیدن چشم های قرمز و متورمم اخم کرد و چانه ام را محکم توی دستش گرفت و عصبی گفت:

حروم زاده چرا گریه کردی؟ گند زدی به قیافت.

محکم به سینه ام ضربه زد بخاطر ناگهانی بودن ضربه پرت شدم به طرؾ کمد لباس و بغضی به بزرگی

یک سیب در گلویم لرزید.

بی توجه به حال بد من فریاد زد:نازان.

نازان دوان دوان به طرؾ اتاق آمد:جانم الا.

با همان لحن عصبی و اخم ؼلیظ ادامه داد:کمپرس آب سرد بیار.

نازان سریع از اتاق دور شد تا دستورش را اجرا کند.

سر برگرداند :خوب حواستو جمع کن مبادا…

دستم را با خشونت توی دستش گرفت و به انگشت های کشیده و

ظریفم دست کشید:اینارو از دست بدی.

به سکسکه افتادم، روی انگشت هایش چند خالکوبی

عجیب و ؼریب بود با ترس دستم را از دستش جدا

کردم و به کمد چسبیدم…

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.8 / 5. تعداد رای : 6

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین