آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دهلیز pdf از سمیرا ایرتوند
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دهلیز
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    سمیرا ایرتوند
  • صفحات
    495
خلاصه رمان
روایتگر زندگی دختری خوش قلب و مهربان به نام نغمه است. پنج سال پیش درست در روز مراسم عقدش با هوراد اتفاقی شوکه کننده رخ می دهد که باعث بهم خوردن مراسم و جدایی آنها می شود.حالا پنج سال گذشته است و هر دو در حالی که کاملا تغییر کرده اند ...
لینک های دانلود

دانلود رمان دهلیز pdf از سمیرا ایرتوند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دهلیز 

روایتگر زندگی دختری خوش قلب و مهربان به نام نغمه است. پنج سال پیش درست در روز مراسم عقدش با هوراد اتفاقی شوکه کننده رخ می دهد که باعث بهم خوردن مراسم و جدایی آنها می شود.حالا پنج سال گذشته است و هر دو در حالی که کاملا تغییر کرده اند …

قسمتی از متن رمان

مقنعه اش را از سر کشید. صورتش را درست روبه روی پنکه قرار داد و باد خنک، عرق سر و گردنش را خشک کرد.

ــ راستی مامان، عزیز کی میآد؟

ــ فکر کنم امشب بیاد.

دکمه های مانتواش را هم باز کرد.

ــ چرا اینقدر دیر؟

ــ ترجیح میداد خونه ی نوه ش باشه، اما مثل اینکه با زن مرتضی بحثشون شده و امروز میآد اینجا.

ــ اونام که همیشه بحث میکنن.

ــ این بار سر دکتر رفتن بوده. بار قبل، زن مرتضی بردتش دکتر، اما الان نمیخواد باهاش بره.

ــ چرا؟

_گفته :”جلو دکتر آبرومو برده”

نغمه خنده ی بلندی سر داد.

ــ حاضرم شرط ببندم یکی از اون جملات مثبت هیجدهش رو گفته.

ــ نغمه جان، عزیز زن ساده ایه، همه رو با سادگی خودش می سنجه. به خاطر سن وسالش نمی دونه هر حرفی رو نباید هرجایی بزنه، وگرنه مهربونیش زبانزد کل فامیله.

نگاهی به مادرش انداخت. عزیز، خاله ی مادرِ اعظم بود و بسیار مورداحترامش.

ــ میدونم مامان، شما که می دونید من چقدر عاشق عزیزم.

اعظم با قدردانی به دخترش نگاه کرد. می دانست در هر شرایطی می تواند از او کمک بگیرد.

ــ نغمه جان، یه لطفی کن، خودت میدونی من نمیتونم با عزیز برم دکتر. نیما هم که سربه هواست و امیدی بهش نیست. باباتم

فردا باید بره به یه همایش خوش نویسی و نیستش. اگه میشه، تو عزیز رو ببر دکتر.

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 691

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین