
دانلود رمان دهلیز pdf از سمیرا ایرتوند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان دهلیز
روایتگر زندگی دختری خوش قلب و مهربان به نام نغمه است. پنج سال پیش درست در روز مراسم عقدش با هوراد اتفاقی شوکه کننده رخ می دهد که باعث بهم خوردن مراسم و جدایی آنها می شود.حالا پنج سال گذشته است و هر دو در حالی که کاملا تغییر کرده اند …
قسمتی از متن رمان
مقنعه اش را از سر کشید. صورتش را درست روبه روی پنکه قرار داد و باد خنک، عرق سر و گردنش را خشک کرد.
ــ راستی مامان، عزیز کی میآد؟
ــ فکر کنم امشب بیاد.
دکمه های مانتواش را هم باز کرد.
ــ چرا اینقدر دیر؟
ــ ترجیح میداد خونه ی نوه ش باشه، اما مثل اینکه با زن مرتضی بحثشون شده و امروز میآد اینجا.
ــ اونام که همیشه بحث میکنن.
ــ این بار سر دکتر رفتن بوده. بار قبل، زن مرتضی بردتش دکتر، اما الان نمیخواد باهاش بره.
ــ چرا؟
_گفته :”جلو دکتر آبرومو برده”
نغمه خنده ی بلندی سر داد.
ــ حاضرم شرط ببندم یکی از اون جملات مثبت هیجدهش رو گفته.
ــ نغمه جان، عزیز زن ساده ایه، همه رو با سادگی خودش می سنجه. به خاطر سن وسالش نمی دونه هر حرفی رو نباید هرجایی بزنه، وگرنه مهربونیش زبانزد کل فامیله.
نگاهی به مادرش انداخت. عزیز، خاله ی مادرِ اعظم بود و بسیار مورداحترامش.
ــ میدونم مامان، شما که می دونید من چقدر عاشق عزیزم.
اعظم با قدردانی به دخترش نگاه کرد. می دانست در هر شرایطی می تواند از او کمک بگیرد.
ــ نغمه جان، یه لطفی کن، خودت میدونی من نمیتونم با عزیز برم دکتر. نیما هم که سربه هواست و امیدی بهش نیست. باباتم
فردا باید بره به یه همایش خوش نویسی و نیستش. اگه میشه، تو عزیز رو ببر دکتر.



















